نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٠ - نشانهاى ديگر بر حقانيت رسالت پيامبر
نيز در اين آيه كه فرمود: «أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِما فِي صُحُفِ مُوسى. وَ إِبْراهِيمَ الَّذِي وَفَّى»[١] مرجع ضمير مستتر در فعل «لم ينبّأ» كسى است كه رو در روى رسالت ايستاده، با ريشخند بدان اعلام مىدارد كه در صورت ايمان نياوردن ديگران به اين پيام، بار گناه ديگران را نيز بر دوش خواهد كشيد. قرآن در پاسخ ايشان اعلام مىدارد كه آيا بديشان ابلاغ نشده كه هركسى سرانجام كيفر كار خويش را خواهد ديد و هيچ كسى بار گناه ديگرى را بر دوش نخواهد كشيد: «وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى».
پس اگر به قرآن وقعى نمىنهند، به آنچه در صحيفههاى نخستين آمده اعتنا كنند، مگر گزارش آنها پيش از اين بديشان نرسيده بود؟ آيات ديگر نيز همين معنى را منظور كردهاند و بس.
نشانهاى ديگر بر حقانيّت رسالت پيامبر
«أَ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ آيَةً أَنْ يَعْلَمَهُ عُلَماءُ بَنِي إِسْرائِيلَ»[٢]
آيا براى ايشان اين خود دليل روشنى نيست كه عالمان بنى اسرائيل از آن اطلاع دارند؟
نشانه ديگر بر حقانيت دعوت محمدى آن است كه راسخين در علم از ميان اهل كتاب حقانيت آن را به يارى حقايقى كه بدانها دست يافتهاند گواهى مىكنند:
«لكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَ الْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ»[٣]
اما راسخان آنان در دانش، و مؤمنان، به آنچه بر تو نازل شده و آنچه پيش از تو نازل گرديده ايمان دارند.
«وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنا آمَنَّا فَاكْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدِينَ»[٤]
و چون آنچه را به سوى اين پيامبر نازل شده بشنوند، مىبينى بر اثر آن حقيقتى كه شناختهاند، اشك از چشمهاشان سرازير مىشود، مىگويند پروردگارا، ما ايمان آورديم، پس ما را در زمره گواهان بنويس.
[١] . نجم/ ٣٦- ٣٧.
[٢] . شعراء/ ١٩٧.
[٣] . نساء/ ١٦٢.
[٤] . مائده/ ٨٣.