نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٦٧ - انواع سحر
جسمشان مىشود. اين راز اصلى غلبه ايشان بر آتش فروزان است و در اين گونه مراسم خلايق بسيارى از اطراف و اكناف عالم حضور دارند و تماشا مىكنند تا مجالى براى انكار و تكذيب نماند.
در اين ميان برخى جانهاى قدسى هستند كه به يارى اعتلاى قواى نفسانى و الهى خويش سلطه بيشتر و بالاترى بر ناموس طبيعت دارند.
اين زينب كبرى عليها السلام دختر امام امير مؤمنان عليه السلام است كه برترين درودها بر او و خاندانش باد، هنگامى كه مىخواست خطبه معروف خود را در بازار كوفه و در بند اسارت خطاب به يزيد طغيانگر ايراد كند، اشارهاى به جمعيّت كرد. راوى گويد:
نفسها در سينههاى حبس شد و زنگهاى شتران آرام گرفت. پس در فضايى آرام و بى هيچ همهمه و غوغا حتّى زنگ شتران به ايراد سخن پرداخت. اين همان نيروى نفسانى خارق العاده است كه در همه چيز، حتى جمادات نيز تأثير مىگذارد!
دوست ديگرى داشتيم كه در نصب دستگاههاى الكتريكى و برق كار مىكرد. با دست خود سيم لخت برق را نگه مىداشت تا چراغانى چشن ميلاد امام زمان حجة بن الحسن عجل اللّه تعالى فرجه الشريف را در شب نيمه شعبان راه اندازى كند. او كه سيم برهنه را با دست گرفته بود به من كه با تعجب نزديك او شده بودم گفت: به من دست نزن كه بدن من پر از الكتريسيته است. گفتم: چگونه سيم را با دست نگه داشتهاى؟ گفت: من بر جريان نيروى برق غلبه مىكنم و با نيروى تمام بر آن فشار مىآورم لذا نمىتواند بر من غالب شود، و اين كار هر روزه من است. من از كار او در شگفت شدم. اما با استعداد و نيروى توانمندى كه بشر دارد جاى شگفتى نيست.
در هر حال اين همان نيروى قاهر نفس است و هيچ ربطى به سحر ندارد، آن گونه كه دوست ما فريد و جدى و پيش از او ابن خلدون پنداشتهاند.
در اين جلوهها و واقعيّتها جاى انكار نيست؟ وقتى قواى نفسانى فراعادى انسان را در نظر بگيريم كه آنچه در آسمانها و زمين است همه در تسخير اوست و اين از فضل خداوند متعال است. «والنفس في وحدتها كل القوى»
|
أتزعم أنك جرم صغير |
و فيك انطوى العالم الاكبر |
|
|
مپندار خود را يكى جسم خرد |
جهان مهين در وجودت سپرد |
|