نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٦٥ - انواع سحر
العاده كه به توان بالاى نفسانى آنها بر مىگردد كه در اثر ترك لذتها و تحمل مشقّتها به دست مىآيد. بدينسان با مقدارى از نيروى خارق العاده اشباع و اقناع مىشوند و از آخرت بهرهاى ندارند.
در خاطرات يكى از ياران جرج ششم پادشاه انگليس كه در سفر او به هندوستان در ايام اشغال هند از سوى انگليس همراه او بود چيزهاى شگفتى در اين مقوله آمده است؛ از جمله مىنويسد:
در يك ايستگاه كه قطار ما براى آبگيرى توقف داشت، پادشاه از قطار پياده شد و به قدم زدن پرداخت به يك مرتاض نشسته در گوشهاى برخورد كه بسيار چرك و كثيف بود. به او توصيه كرد كه تن و لباس خود را پاكيزه كند و تلاش كرد كه به او كمك كند. مرد مرتاض خشمگين شد و پاسخى به او نداد. پادشاه رفت و سوار قطار شد اما قطار حركت نمىكرد. مهندسان و تعميركاران به بررسى قطار پرداختند اما اشكال فنّى نيافتند. افسران هندى كه همراه پادشاه بودند مرد مرتاض را در گوشهاى ديدند. از پادشاه انگليس پرسيدند: آيا به مرتاض چيزى گفتيد كه او را ناراحت كرده باشد؟
پادشاه گفت: چنين جريانى ميان من و او ردّ بدل شد اما سخن يا اقدام بدى نسبت به او نداشتم. گفتند: شايد او ناراحت شده و سخن شما را توهين به خود پنداشته و قطار را متوقف كرده. پادشاه برگشت و از آن مرد مرتاض دلجويى و عذرخواهى كرد.
مرتاض سر خود را بالا آورد. در حالى كه رضايت در چهرهاش ديده مىشد و با اشاره او قطاره به راه افتاد.
در همان كتاب خاطرات آمده كه روزى تصميم بر ديدن بزرگ مرتاضان داشتيم؛ مقرّ او در جنگلى پر از حشرات خطرناك و گزنده بود. وقتى به فاصله چند كيلومترى مقرّ او رسيديم ديديم آسمانى صاف بدون هيچ حشره و پشهاى است. از اين مطلب در شگفت شديم و از راز آن پرسيديم، گفت: ما اجازه نمىدهيم پشهها به حريم ما نزديك شوند!
اين همه اگر چيزى را اثبات كند، همانا قدرت عظيم نفسانى است كه اين مرتاضان در اثر رياضتها و ترك لذّتها بدان دست يافتهاند و ربطى به سحر و ساحرى ندارد.