نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٦٢ - انواع سحر
كه شيطان را ببيند، گفت: تو قدرت و توان ديدن او را ندارى. عزّت پاشا گفت: شما دو نفر مىتوانيد ببينيدش من نمىتوانم؟ من ورطههايى بس هولناك را در نورديدهام و خطرها آزمودهام. گفتند: اين موضوع با آنچه گفتى فرق دارد. اصرار كرد، تا بالاخره تسليم شدند، پس مدّتى در تاريكى نشستند و يكى از آنها شروع به خواندن وردهايى كرد. ناگهان سقف شكافته شد و ستارهها هويدا شدند و ناگهان صورتى ديد كه هولناكتر از آن در وهم نمىگنجد، چشم عزت پاشا كه به آن صورت افتاد وحشت زده برخاست و دنبال درب خانه گشت، از آنجا به سمت خانوادهاش رفت و آنها را دور خود جمع كرد و تا صبح در حال ترس و لرز و وحشت بود و به همين شكل تا چهل روز از ترس نمىتوانست بدون كمك و همراهى كسانش قدم از قدم بردارد.[١]
شايد دوست ما استاد و جدى در ميان دوستان روشنفكر خود با پذيرش اين باور ناسازگار با انديشه و دانش و خرد استوار تنها مانده باشد. ما منكر آن نيستيم كه برخى از اهل ذكر و ورد با نفوس نيرومند خود و نيروى ارادهاى كه به دست آوردهاند در خيالات انسانهاى ضعيف النفس تصرف كرده، اشكال و صورتهايى را كه مىخواهند در نظر آنها مىآفرينند و بيشتر اين جماعت هم افرادى مفلوكاند كه با دريوزگى از اين ساده دلان امرار معاش مىكنند كه خود نوعى تكدّىگرى است. اگر اينان نيروى خارق العادهاى در اختيار داشتند سرخود دوا مىكردند و از رنج گدايى و ننگ امرار معاش از مازاد ديگران و حيله و تزوير و كلاشى و فريب كارى خويش را رها مىكردند. بيچارهها سدّ رمق نمىتوانند بكنند چه رسد به تسخير ارواح و نيروهاى آسمانى!!
ابن خلدون- كه ميدان دار نقل اين شايعات با آب و تاب فراوان بوده- مىگويد:
اين گونه تأثيرات فقط در اشياء و حيوانات و بردهها كاربرد دارد و خود آنها مىگويند ما فقط اشياء قابل خريد و فروش و تملك را سحر مىكنيم ... سپس مىافزايد بعضى از اينها را «شكم دران» مىنامند كه اشاره به شكم گوسفند مىكنند، ناگاه مىشكافد. و اين از سحرآميزترين كارهاست كه با آن وحشت آفرينى مىكنند تا باج بگيرند و پولى به دست آورند و نوعا مخفيانه و با ترس و وحشت از برخورد حاكمان انجام مىشود.[٢]
[١] . دائرة معارف القرن العشرين، ٥/ ٥٥ تا ٦٧.
[٢] . مقدمه ابن خلدون، ص ٥٠٠ و ٥٠١.