نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٤٤ - نكتهاى در خور ملاحظه
اما منظور از چشم كبودى- كه در آيه مجرمان و گناهكاران محشر بدان توصيف شدهاند- كورى و كمسويى چشم از شدّت تشنگى است كه با نگاه تيره و تار و دودآلود همراه است؛ چونان كه به دليل تشنگى شديد همه چيز را تيره و تار و كبود مىبيند، نه آن كه چشمانش كبود رنگ باشد.
فرّاء گويد: «مراد اين آيه، اين است كه عطشناك محشور مىشوند و برخى آن را به معناى كورى گرفتهاند».[١] ازهرى گويد: آثار عطش چونان كبودى در چشم ظاهر مىشود، چنان كه در آيه ديگر فرمود: «وَ نَسُوقُ الْمُجْرِمِينَ إِلى جَهَنَّمَ وِرْداً»[٢] كه «ورد» به معناى تشنگان است كه با دست و پا راه مىروند، مانند شترانى كه تشنه وارد آب مىشوند. ابن عباس گويد: اينكه تشنگان را «ورد» ناميده، چون در جستجوى آب وارد شريعه مىشوند.[٣]
نكتهاى در خور ملاحظه
برخى- به مناسبت آن كه «حور» جمع احور و حوراء (مذكر و مؤنث) هردو مىباشد و «عين» نيز جمع اعْيَن و عيناء است- پنداشتهاند كه حورالعين بهشتى شامل دختران و پسران است.
اما قرآن در تعبيرات خود ايشان را تنها مؤنث دانسته، مثلًا مىگويد: «وَ كَواعِبَ أَتْراباً»[٤] كه كواعب به معناى سينه برآمدگان است. يا: «فِيهِنَّ قاصِراتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانٌّ»[٥] كه جمع با الف و تاء، مخصوص مؤنث است و ضمير در آيه نيز مؤنث آمده و طمث نيز ازاله بكارت زن است كه موجب طمث يعنى بيرون آمدن خون مىشود. و در آيه ديگر مىخوانيم: «فَجَعَلْناهُنَّ أَبْكاراً. عُرُباً أَتْراباً»[٦] كه عُرُب در آيه جمع عروبه است و آن به معناى زنى است كه جز هواى شوهر خود در سر ندارد. تا آيههاى ديگرى كه حور را با توصيفات زنان والا مرتبه و به دون پايه معرفي مىكند.
شايد اين سؤال مطرح شود كه پس سهم زنان از اين لذّت و نعمت اخروى چه
[١] . معانى القرآن، ٢/ ١٩١.
[٢] . مريم/ ٨٦.
[٣] . مجمع البيان، ٧/ ٢٩، و ٦/ ٥٣١.
[٤] . نبأ/ ٣٣.
[٥] . رحمان/ ٥٦.
[٦] . واقعه/ ٣٦ و ٣٧.