نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٤٣ - حور العين
ناميده مىشود كه افزون بر سفيدى چشمان پيكرى سفيد رنگ نيز داشته باشد.
كميت نيز گويد:
|
ودامت قدورك للساعيي |
ن في المحل غرغرة واحوراراً |
|
ابن منظور گويد منظور از غرغره، صداى جوشش، و مراد از احورار، سفيدى پيرامون حدقه چشم است. باديهنشينان عرب نيز زنان شهرى را حوارى مىنامند زيرا به نسبت، سفيد و تميز و پاكيزهاند و آلودگىهاى باديهنشينان را ندارند، چنان كه شاعر سروده است:
|
فقلت إن الحواريّات معطبة |
اذا تفتّلن من تحت الجلابيب |
|
|
پس گفتم زنان شهرى فريبندهاند |
هنگامى كه از زير چادرها سر بر مىكنند |
|
ابوجِلده نيز گويد:
|
فقل للحواريّات يبكين غيرنا |
ولاتبكنا إلّاالكلاب النوابح |
|
|
زنان شهرى را بگو بر ديگرى بگريند |
كه برما جز سگان عوعو كننده نمىگريند |
|
يعنى زنان پاكيزه رنگ و پوست كه تن و رويى سفيد دارند.
و حوّارى نيز به معناى آرد سفيد يا گچ سفيد است كه بدان ديوارها را سفيد مىكنند يا هر چيزى كه بدان سفيد كنند و لذا به رختشوى حوارى گويند، زيرا جامهها را سفيد و پاك كرده شوخ از آنها بر مىگيرد. و حوّر الثوب، يعنى جامه را شست و برق انداخت، و حواريّون مسيح عليه السلام را چنين نامند زيرا ياران پاك و خالص مسيح بودند، و احورى نيز به معناى سفيد و لطيف است.
بنابراين، حوراء (به معناى) زن سفيد رنگ است كه چشمانى درخشنده و بس سفيد دارد، كه اگر حدقه چشمانش نيز سياه باشد درخشندگى چشمانش دو چندان خواهد شد. همچنين اگر آبى باشد نيز درخشندگى خواهد داشت.
پس زيبايى اين توصيف، در سفيدى پيرامون حدقه چشم است كه با سفيدى رنگ بدن تركيب مىشود كه در هر كسى مايه زيبايى است، از جمله در كسى كه چشمان درشت نيز دارد.