نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢١٨ - الغاى تدريجى بردهدارى
سرانجام كار بود و اينكه اين رابطه ازدواج به جدايى خواهد انجاميد، و اين زمينهسازى بود براى تحقق بخشيدن حكمت ديگرى كه خداى تعالى براى تحكيم قانون خود در زمين در نظر گرفته بود.
دو: ترس پيامبر از اين بود كه فتنه جاهليت قديم برخيزد، و عرب، نقض عادات موروثى خود را يكى پس از ديگرى برنتابد. چرا كه اين قانون الهى ضربه تمام كنندهاى عليه آداب و رسوم معمول نياكانشان بود و لذا خداوند متعال با نزول آيات زير به او اطمينان داد و وعده فرمود كه آيين او و حاكميّت او بر هر راه و رسم مخالفى چيره خواهد گشت و موانع را از سر راه برخواهد داشت: «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»[١]. او كسى است كه پيامبرش را با هدايت و ديندرست فرستاد تا آن را بر هرچه دين است پيروز گرداند، هرچند مشركان خوش نداشته باشند. «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ»[٢] ما اين قرآن را به تدريج نازل كرديم و قطعاً نگاهبان آن خواهيم بود.
«وَ لا تَكُ فِي ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ»[٣] و از آنچه نيرنگ مىكنند دل تنگ مدار «وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»[٤] و خداوند تو را از (گزند) مردم نگاه مىدارد.
الغاى تدريجى بردهدارى
در زمينه بردهدارى نيز مطلب همين گونه است. اسلام به ظاهر آن را پذيرفت، اما همراه با مقدماتى كه پايههاى آن را لرزان ساخته در شرف فروپاشىاش قرار مىداد.
وقتى اسلام آمد، همه مناطق جهان، قانون بردهدارى را معتبر مىدانستند، بلكه بردهدارى نوعى معامله معمول اقتصادى- اجتماعى بود كه هيچ كس با آن را مخالفتى نداشت و كسى در جهت تغيير آن نمىانديشيد به همين دليل، تغيير يا الغاى آن نياز به برنامهريزى دقيق و زمان طولانى داشت. شرابخوارى با آن كه رفتار فردى بود- هرچند تأثيرات اجتماعى نيز داشت- و خود عرب نيز برخى حتّى در جاهليت نيز از
[١] . توبه/ ٣٣، صف/ ٩. در سوره فتح آيه ٢٨ مشابه اين تعبير آمده و هر سه سوره مدنى هستند.
[٢] . حجر/ ٩.
[٣] . نحل/ ١٢٧ و مشابه آن در سوره نمل/ ٧٠.
[٤] . مائده/ ٦٧.