نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٠٥ - چند همسرى
اراده آن داريم كه بر مستضعفان زمين منت نهيم و ايشان را رهبران و وارثان زمين گردانيم و در زمين بر ايشان مكنت و قدرت بخشيم ....
«وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ»[١].
در زبور پس از اندرز نوشتهايم كه زمين را بندگان شايسته ما وارث خواهند شد.
بنابراين اسلام همواره به نفع مستضعفان با مستكبران درگير بوده تا آن هدف مقدس تحقق يابد و صالحان بر جاى جاى جهان آبادان حكم برانند.
بىترديد، دينى كه چنين روش و مقصدى در پيش دارد، با مشكلات و پيامدهاى اجتماعى در گذر زمان روياروى خواهد بود، و به ناگزير بايد راهكارهايى براى درمان قطعى اين گونه مشكلات بيابد؛ راهى درست، به دور از پيچيدگىها و كجروىها.
از جمله مشكلات و بحرانها بر سر راه اسلام، مشكل يتيمان خردسال و داراييهاى ايشان، و همچنين زنان جوان و بيوه است كه بازمانده جنگها هستند. ناگزير بايد اين اطفال سرپرست داشته باشند و مشكل زنان بىشوهر، بدون آن كه به گسترش فساد دامن بزند حل شود.
مسلمانان در آن روز به نوبه خود وظيفه سرپرستى ايتام و رسيدگى به آنان و همچنين اموالشان را داشتند، بعضى در اين راه دچار رنج و مشقت مىشدند كه مبادا قصورى يا تقصيرى در اين كار شده باشد. همچنين مشكل زنان بيوه نيز واقعيتى بود كه هيچ راه گريزى و چارهاى نداشت، چرا مگر آن كه اجازه داده شود مردان كفو و همتا با آنان ازدواج كنند، و با اين كار هم امكان مصرف و هزينه اموال يتيمان در جهت مصالح آنها- كه در اين هنگام فرزند خوانده، يعنى ربيب و ربيبه مىشدند- فراهم بود و هم از گسترش فساد و فحشا جلوگيرى مىشد، زيرا زن شوهر مرده خود را در حمايت و كفالت مردى مؤمن و با كفايت مىديد. اينجا بود كه آيه ياد شده در اين رابطه نازل شد:
«وَ آتُوا الْيَتامى أَمْوالَهُمْ وَ لا تَتَبَدَّلُوا الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلى أَمْوالِكُمْ إِنَّهُ كانَ حُوباً كَبِيراً. وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ
[١] . انبياء/ ١٠٥.