نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٦٤ - تلاشهايى سست بنياد
اكنون چنين نيست.
ديگرى مىگويد: به فرض آن كه واجب بوده اكنون مجالى براى تداوم ندارد، چرا كه احكام شرع- آن دسته كه متغير هستند- در گرو شرايط و زمان خود و مصالحى هستند كه در اين مورد ايجاب مىكرد و اكنون نمىكند.
گوينده اين سخن، احكام شرع را دو نوع مىداند؛ ثابت و متغير. احكام «ثابت» آنها هستند كه شارع به گونه گسترده و هميشگى مقرر كرده و بر پايه مصالح ثابت كه هرگز و در هيچ شرايطى تغيير نمىپذيرند استوارند؛ مانند عبادات، اما در معاملات و قوانين انتظامى كه مصالح روزمره و تحولپذير در صحنه زندگى در آنها رعايت شود اين گونه نيست، بلكه اين دسته احكام، اصول كلى آن ثابت و جزئيات و تفاصيل آن در گرو شرايط روز است كه در شرايط مقتضى با توجه به آن اصول كلى و رعايت تنها معيارهاى اصلى آن مىتوان در آن دست برد.
بايد گفت: پندار نخست به صراحت با نص قرآن ناسازگار است؛ زيرا آيههاى ارث در آغاز با تعبير «ايصاء» (سفارش) آمده اما با تعبيراتى پايان مىيابد كه آنچه را كه سفارش شده واجب و تخلفناپذير مىسازد:
«وَصِيَّةً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَلِيمٌ. تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ ... وَ ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ... وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ ناراً خالِداً فِيها وَ لَهُ عَذابٌ مُهِينٌ»[١].
اين سفارشى است از سوى خداوند و خداوند دانا و با حكمت است. اين حدود الهى است و هركه خدا و پيامبرش را فرمان برد او را در بهشتهايى داخل مىكند كه ... و اين است رستگارى بزرگ، و هركه خدا و پيامبرش را نافرمانى كند و از حدود او در گذرد او را در آتشى برد كه در آن جاودانه است و عذابى خوار كننده خواهد داشت.
بنابراين، اين وصيت خداوند، جاى تخلف در آن نيست، زيرا حدود الهى را مشخص مىسازد كه هركه از آن در گذرد «او را در آتش خواهد انداخت و عذابى خواركننده خواهد داشت» كه همان سقوط از مرحله كرامت انسانى تا حد خوارى رسواكننده است. آيا پس از چنين تأكيدى كه در ماده قانون ارث آمده، هيچ انديشمندى ياراى به بازى گرفتن نص قرآن را دارد، چرا مگر هوش و حواس خود را
[١] . نساء/ ١١- ١٤.