نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٤٧ - ١ - مجارات در استعمال
واژگانى است كه به كار گرفته مىشود، زيرا الفاظ و كلمات كاربردى هر قومى، حامل فرهنگ آن قوم مىباشد. و به كار گرفتن آن از سوى هركه باشد، به معناى پذيرفت فرهنگ حاكم بر آن جامعه است.
ولى چنانكه خواهيم گفت: واژگان كاربُردى رايج در عُرف هر لُغَتى، تنها به عنوان ذكر نام و نشان براى مفاهيمى است كه ميان گوينده و شنونده ردّ و بدل مىشود و هرگز نمىتواند نشانگر پذيرش انگيزه واضع اصل لُغَت باشد.
اساساً هنگام كاربرد واژگان، انگيزه واضع أصل مورد توجّه نيست يا به كلّى روشن نيست، و استعمال كنندگان، فقط به عنوان نام و نشان، آن را به كار مىبرند.
اكنون چند نكته را در همين راستا يادآور مىشويم:
١- مجارات در استعمال
يعنى همسويى در كاربرد واژگان رايج در عرف هر زبان. هركسى كه با زبان قومى سخن مىگويد بايستى در كاربرد واژگان، با آن قوم، همگام حركت كند، تا امكان تفاهم ميسَّر گردد، و اين همگامى در كاربرد الفاظ و كلمات، نشانگر آن نيست كه بار محتوايى آن را پذيرفته باشد. بلكه به عنوان نام و نشان، و براى انتقال مفهوم مورد نظر به مخاطب، به كار گرفته مىشود، وچه بسا به انگيزه واضع اصل يا باور داشتن فرهنگى كه وضع چنين الفاظى را ايجاب كرده است، هيچ گونه توجّهى ندارد.
مثلًا واژه «مجنون» (ديوانه) كه به فرد مبتلا به يك گونه بيمارى روانى گفته مىشود، استعمالكنندگان اين لفظ فقط به عنوان نام و نشان آن را به كار مىبرند، و هرگز توجّهى ندارند كه سبب و انگيزه اين نامگذارى، فرهنگ غلط حاكم بر جامعه آن روز بوده، كه گمان مىبردند «جنّ» (ديو) او را لمس كرده و به اختلال حواسّ دچار گرديده، و به همين جهت براى معالجه وى به اوراد و بخورات و تعويذها روى مىآوردند. امروزه كه اين گونه باورها را افسانه مىدانند، هنوز براى نام بردن بيمار روانى از همين نام استفاده مىكنند، زيرا بدون آن، امكان تفاهم ميسَّر نيست.
اين را- اصطلاحاً- «مجارات در استعمال» گويند، يعنى همگامى با عرف رايج در كاربرد الفاظ و كلمات كه صرفاً همگامى در كاربرد الفاظ است، بدون پذيرش بار فرهنگى واژگان!