نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٤٣ - مسأله درگذشت عيسى عليه السلام
على ابنحنفيّه بر من حديث كرد، او شروع كرد با چوبى زمين را كاويدن، سپس گفت از چشمهاى زلال گرفتهاى.[١]
قول دوم: ضمير (در قبل موته) به كتابى (اهل كتاب) بر مىگردد، يعنى: هيچ كس از اهل كتاب نيست جز آن كه در زمان خروج از دنيا و مرگ، به مسيح ايمان مىآورد؛ و اين مربوط به لحظهاى است كه تكليف از او برداشته شده مرگ را به چشم مىبيند، چرا كه در هنگام فرارسيدن اجل، حقيقتها هويدا مىگردد.
طبرسى گفته: اين احتمال را ابن عباس به روايت ديگرى و مجاهد و ضحّاك و ابن سيرين و جويبر گفتهاند. حتّى اگر گردن او را بزنند جان او خارج نخواهد شد مگر پس از ايمان به عيسى عليه السلام.[٢]
شيخ محمّد عبده نيز گويد: «قبل موته» يعنى پيش از مرگ همان «كسى»، كه نكره در سياق نفى است و به معناى «هركس» است، بنابر اين يعنى هركس از اهل كتاب كه مرگ او دريابد حقيقت كار عيسى عليه السلام و ديگر مسائل در خور ايمان براى او روشن مىشود، در نتيجه ايمانى درست به عيسى خواهد آورد. سپس يهودى نيز مىفهمد كه عيسى پيامبرى راستگو بود نه دروغين و دروغگو. نصرانى نيز درخواهد يافت كه بنده خدا و پيامبر اوست نه خدا يا پسر خدا.
شيخ محمّد عبده اين قول را بر قول اول ترجيح داده با اين استدلال كه بنابر قول اول، نفى عام (هيچ كس) تنها به كتابيانى كه در زمان نزول عيسى زنده هستند اختصاص خواهد داشت و اين هيچ دليلى نخواهد داشت و لذا گفته: همين معناى دوم از آيه تبادر مىكند و اختصاص مفاد آيه به زندگان در زمان عيسى عليه السلام هيچ دليل يا نشانهاى در آيه ديگرى نيز ندارد، رواياتى كه وارد شده نيز آيه را تفسير نمىكند. اما معناى برگزيده ما كه از نظم بلاغتآميز آيه نيز تبادر مىكند، با اين نكته نيز تأييد مىشود كه انسانها پيش از مرگ، جايگاه خود را در آخرت مىبينند. مثلًا در سوره
[١] . التفسير الكبير، ١١/ ١٠٤.
[٢] . مجمع البيان، ٣/ ١٣٧.