نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٤٠ - مسأله درگذشت عيسى عليه السلام
جز آنچه در تفسير منسوب به على بن ابراهيم[١] آمده كه البته نسبت آن به على بن ابراهيم قطعى نيست، بلكه ساخته دست يكى از شاگردان ناشناس اوست،[٢] و لذا بر رواياتى كه تنها در اين تفسير نقل شده و شواهد اطمينانآور آنها را تأييد نمىكند اعتمادى نيست.
مهم در اينجا اين است كه اناجيل با آن كه داستان صليب را آوردهاند اما مرگ مسيح در پى آن را به صراحت اعلام نمىكنند، و لذا در انجيل لوقا آمده بود: «چرا زنده را از ميان مردگان مىطلبيد»[٣] اين جمله با اين باور كه امر بر يهود مشتبه شد و آنها گمان بردند كه مسيح را با به صليب كشيدن كشتهاند كاملًا سازگار است. قرآن نيز بر اين تصريح دارد كه امر برايشان مشتبه شد: «وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ ... وَ ما قَتَلُوهُ يَقِيناً»[٤]
همچنين انجيلها بر اين، هم داستانند كه مسيح با جسم و روحش به آسمان برده شده كه اين نيز از تعبير قرآن هم استفاده مىشود «بَلْ رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ».
به همين دليل هيچ قبرى براى مسيح مطرح نبوده، نه در اعتقاد مسيحيان و نه ديگران. آرى «غلام احمد قاديانى» مدعى شده كه مسيح را خداوند از كيد يهود نجات داد، سپس به سرزمين هند رفت و در كشمير (در شمال هند) در دامنه كوهى (كوههاى هيماليا) مستقرّ شد و همانجا ماند تا اجلش سر رسيد و در همانجا نزديك شهر سرىناگار دفن شد و قبر او نيز امروزه معروف است.
استاد نجّار مىنويسد: در سفرى به استانبول به سال ١٩٢٤ ميلادى با استاد شيخ ابوالوفا شرقاوى همسفر بودم، پرسيدم آيا وقتى در سرىناگار كشمير بودهاى قبرى به نام پيامبر پادشاه- بنابر تعبير قاديانى- يعنى مسيح ديدهاى؟ گفت آرى شنيدهام، اين قبر در بيابان واقع شده است. قاديانى با اين ادعا در پى اثبات اين است كه مسيح
[١] . تفسير قمى، ١/ ١٠٣.
[٢] . ر. ك: صيانة القرآن من التحريف، صفحه ٢٢٩، چاپ ١٤١٨ قمرى.
[٣] . انجيل لوقا، ٢٤/ ٥.
[٤] . نساء/ ١٥٧.