نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٣٨ - مسأله درگذشت عيسى عليه السلام
شدند جسد خداوند عيسى را نيافتند. و واقع شد هنگامى كه ايشان[١] از اين امر متحيّر بودند كه ناگاه دو مرد در لباس درخشنده نزد ايشان بايستادند ... به ايشان گفتند چرا زنده را از ميان مردگان مىطلبيد او در جليل است ... ناگاه عيسى خود در ميان ايشان ايستاده به ايشان گفت سلام بر شما باد. اما ايشان لرزان و ترسان شده گمان بردند كه روحى مىبينند. به ايشان گفت چرا مضطرب شديد و براى چه در دلهاى شما شبهات روى مىدهد. دستها و پايهايم را ملاحظه كنيد كه من خود هستم و دست بر من گذارده ببينيد زيرا كه روح گوشت و استخوان ندارد چنان كه مىنگريد در من است.
اين را گفت و دستها و پايهاى خود را بديشان نشان داد. و چون ايشان هنوز از خوشى تصديق نكرده در عجب مانده بودند به ايشان گفت چيز خوراكى در اينجا داريد. پس قدرى از ماهى بريان و از شانه عسل به وى دادند. پس آن را گرفته پيش ايشان بخورد ... و دستهاى خود را بلند كرده ايشان را بركت داد. و چنين شد كه در حال بركت دادن ايشان، از ايشان جدا گشته به سوى آسمان بالا برده شد.»[٢]
نزديك به همين عبارات را در انجيل يوحنا نيز مىخوانيم.[٣]
در انجيل مرقس نيز مىگويد: «و خداوند بعد از آن كه به ايشان سخن گفته بود به سوى آسمان مرتفع شده به دست راست خدا بنشست».[٤]
به همين علّت برخى معتقدند كه معناى آيه «وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ»[٥] اين است كه بر دار رفتن او به مرگش نينجاميد، بلكه چنين بر آنان مشتبه شد كه او بر صليب كشته شده، ولى يقين نداشتند كه او به راستى مرده است و لذا فرمود: «وَ ما قَتَلُوهُ يَقِيناً»[٦].
و اين بدان گونه بود كه بيلاطس به بىگناهى مسيح از همه اتهامات يهود باور داشت، چنان كه همسرش نيز به مسيح علاقه داشت و به كار او اهتمام داشت و اصرار
[١] . براساس نقل مرقس و لوقا، آنها سه زن بودند كه براى تفتيش قبر رفته بودند.
[٢] . انجيل لوقا، باب بيست و چهارم.
[٣] . انجيل يوحنّا، باب بيستم و بيست و يكم.
[٤] . انجيل مرقس، ١٦/ ١٩.
[٥] . نساء/ ١٥٧.
[٦] . همان.