نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١١٧ - الوهيت مريم صديق
الوهيّت مريم صديق
«وَ إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ ...»[١].
اين آيه اشاره به فرقهاى از فرق مسيحى دارد كه الوهيّت مسيح و مادرش را باور داشتند؛ چيزى كه مسيحيان امروز انكار مىكنند؛ با استدلال به اينكه هيچ فرقهاى وجود نداشته كه مريم را خدا بداند! اما تاريخ گواه آن است كه فرقه يا فرقههايى از مسيحيان نخستين بودهاند كه مريم را نيز در كنار عيسى خدا مىپنداشتند.
ابن بطريق، پزشك و مورّخ مسيحى (٢٦٣- ٣٢٨ هجرى، ٨٧٧- ٩٤٠ ميلادى) مىگويد:
«مسيحيان از نظر اعتقاد و مذهب متفاوت بودهاند؛ برخى قائل بودهاند كه مسيح و مادرش خدايانى در كنار خداوند هستند كه نام اين فرقه «بربرانيّه» يا «ريمتيان» (مريمىها) بوده است.
گروهى نيز مىگفتند: نسبت مسيح به پدر، چونان شعله آتشى است كه از شعله آتش جدا شده باشد، اين اعتقاد «سابليون» و پيروان اوست. گروه ديگرى مىگفتند:
مريم، عيسى را نُه ماه آبستن نبود، بلكه عيسى تنها از شكم او عبور كرده آن سان كه آب از ناودان مىگذرد، زيرا كلمه خداوند در گوش او داخل شد و همان ساعت به صورت طفلى خارج شد. اين عقيده «اليان» و پيروان اوست. برخى ديگر مىگفتند: مسيح انسانى بود كه حقيقت وى از لاهوت آفريده شد، و آغاز پسر از مريم بود، پس برگزيده شد تا نجات بخش حقيقت انسان باشد، نعمت خداوندى همراه او بود و با محبّت و خواست او در وى حلول كرد و لذا پسر خدا ناميده شد و مىگويند: خدا حقيقت ازلى يگانه است و اقنوم يگانه. اين گروه سه نام بر وى مىگذارند و به كلمه و روح القدس ايمان ندارند. اين اعتقاد «بولس شمشاطى» اسقف اعظم انطاكيه و پيروان اوست كه «بوليقانيان» باشند. گروهى نيز قائل بودند كه آنها همواره سه خدا بودهاند؛ خداى خوب، خداى بد، و خداى ميانه، اين باور «مرقيون» و ياران او بوده كه پنداشتهاند مرقيون رئيس حواريّين عيسى بوده و پطرس را باور نداشتهاند. گروهى از
[١] . مائده/ ١١٦.