المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٨٢ - حكم صفت با موصوف
مقصود اينست كه اگر اوصاف و نعوت متعدّدى براى اسمى كه در ايضاح و تعيين به آنها نياز دارد را بدنبال آن بياوريم واجب است تمام را تابع اسم مزبور قرار دهيم مانند:
رأيت زيدا الشاعر الكاتب الفصيح البليغ.
در اين مثال چون « زيد » در ايضاح و تعيين محتاج به تمام اوصاف مذكور مىباشد لاجرم جميع را با حالت نصب و بعنوان صفت زيد آوردهايم.
مصنّف گويد:
قطع كن يا تابع بياور جميع صفات را اگر منعوت و موصوف بدون هيچكدام از آنها معيّن باشد.
شارح گويد: منظور اينست كه:
در چنين موردى كه موصوف به هيچيك از صفات احتياجى ندارد مىتوان جملگى را بعنوان صفت و تابع آورد همان طورى كه جائز است تمام را از صفت بودن قطع كرده خبر براى مبتداء يا مفعول براى فعل مقدّر قرار داد.
مصنّف گويد:
و اگر موصوف از برخى صفات بىنياز بود تنها همان بعض را از صفت بود قطع نما.
شارح گويد:
يعنى اگر صفات متعدّدى ذكر شده باشند كه موصوف از برخى آنها بىنياز بوده به اين نحو كه بدون آنها معيّن و مشخّص باشد تنها اين صفات را از صفت بودن قطع كرده و آنها را خبر براى مبتداء يا مفعول براى فعل مقدّر قرار داده و صفات ديگر را كه موصوف محتاج بآنها است بعنوان تابع در كلام مىآورند مشروط باينكه اين اوصاف را در كلام مقدّم برصفات سابق الذكر بياورند.
مصنّف گويد:
رفع يا نصب بده صفت را در صورتى كه آنرا از صفت بودن قطع نمائى در حالى كه مبتداء يا ناصبى كه هرگز ظاهر نمىشود را در نيّت مىگيرى.
المباحث النحويه شرح سيوطى ؛ ج٣ ؛ ص١٣٨٢
ح گويد:
مقصود اينست كه: اگر صفت را از صفت بودن بخواهيم قطع كنيم قاعده اينست كه اعراب تبعيّت را از آن گرفته سپس يا برايش مبتدائى در تقدير گرفته و آنرا بنابر