المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٢٣ - قسم دوم عطف نسق(عطف بحروف)
آمده:
فاقبره ثمّ اذا شاء انشره ( پس او را بخاك قبر سپرد و سپس هروقت بخواهد باز او را از قبر برانگيزد).
در اين آيه شريفه همان طورى كه ملاحظه مىكنيم بين بخاك قبر سپردن ميّت و حشر و نشر آن فاصله زمانى مىباشد از اينرو كلمه « ثمّ » بين آنها بكار رفته است.
و گاهى « ثمّ » بمعناى « فاء » مىآيد مانند آنچه در قول جارية بن عجاج ايادى آمده:
|
كهزّ الردينّى تحت العجاج |
جرى فى الانانيب ثمّ اضطرب |
يعنى: مانند تند حركت كردن نيزه منسوب به ردينه در زير غبار كه جارى شود آن حركت در بندبندها و گرههاى آن نيزه، پس بلافاصله مضطرب شود تمام آن نيزه.
شاهد در « ثمّ » است كه بمعناى « فاء » آمده يعنى براى عطف بدون مهلت مىباشد.
قوله: الّذى خلقك فسوّيك: آيه (٧) از سوره انفطار.
قوله: و كم من قرية اهلكناها الخ: آيه (٤) از سوره اعراف.
قوله: و الّذى اخرج المرعى الخ: آيه (٤ و ٥) از سوره اعلى.
قوله: فاقبره ثمّ اذا شاء انشره: آيه (٢١) از سوره عبس.
متن: «٥٤٦»
|
و اخصص بفاء عطف ما ليس صلة |
على الّذى استقرّ أنّه الصّلة |
تجزيه و تركيب
واو: عاطفه.
اخصص: فعل امر، مفرد، مذكّر، حاضر.
باء: حرف جارّ.
فاء: مجرور بباء، متعلّق به « اخصص ».
عطف: اسم، مضاف، مفعول براى « اخصص ».
ما: موصوله، مضاف اليه.
ليس: از افعال ناقصه، صله و عائد براى « ما ».
صلة: خبر براى « ليس ».