المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٢٥ - فصل مبحث مناداى مندوب ندبه و تعريف آن
و به تعبير ديگر:
ميّت يا غائب را با حالى زار و گريان منادى قرار دهد.
مصنّف گويد:
قرار بده براى مندوب آنچه براى منادى ثابت مىباشد.
شارح گويد:
مقصود اينست كه تمام احكامى كه براى منادى ثابت بوده و قبلا شرح داديم براى مندوب ثابت است بنابراين اگر مندوب مفرد معرفه باشد مبنى برضمّ مىگردد همان طورى كه منادى چنين بود.
و در صورتى كه مضاف باشد منصوب مىگردد چنانچه مناداى مضاف نيز منصوب است.
و اگر اضطرار ايجاب كرد كه بآن تنوين دهيم همچون منادى مىتوان هم آنرا نصب داد و هم مضموم ساخت و از همين قبيل است قول شاعر اسدى:
|
وافقعسا و اين منّى فقعس |
أ أبلى يأخذها كروّس |
المباحث النحويه شرح سيوطى ؛ ج٣ ؛ ص١٥٢٥
ى: دردمند هستم از مرگ فقعس و كجا است او، آيا شتر من را كروّس مىگيرد و از روى ظلم مىبرد.
شاهد در تنوين « فقعسا » است كه از باب اضطرار بآن داده شده.
مصنّف گويد:
و آنچه نكره و مبهم مىباشد را مندوب قرار نمىدهد.
شارح گويد:
وجه مندوب قرار ندادن نكره اينست كه: ندبه كننده وقتى شخص نكره و ناشناختهاى را صدا زند و برايش مويه و زارى كند عمل قبيحى را مرتكب شده در حالى كه هيچ عذرى برايش وجود ندارد چه آنكه اصل ندبه باعتبار اشتمالش برامرى كه موجب ناراحتى سامعين مىشود امر قبيح و مستنكرى بوده كه بدون عذر اگر صورت بگيرد نادب را ملامت و سرزنش مىنمايند و بديهى است وقتى نادب شخص معروف و شناخته شدهاى را كه همگان مىشناسند و براى از دست رفتنش مغموم و مهموم مىباشند مورد ندبه و نداء قرار دهد در اين فعل و عمل معذور است از اينرو هيچ انتقاد و اعتراض براو وارد نيست بخلاف زمانى كه شخص نكره و ناشناختهاى را مندوب قرار دهد زيرا سامعين چون وى را نمىشناسند وقتى در اثر ندبه نادب متأثّر و بدحال شدند او را ملامت