المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٦٦ - امثله اقسام بدل
ب: بدل نسيان: و آن اينست كه متكلّم ابتداء مبدلمنه را قصد كند و سپس معلوم شود كه اين قصد فاسد بوده.
ج: بدل غلط: و آن اينست كه متكلّم بدون قصد مبدلمنه برزبانش جارى شده لذا براى تدارك غلط و برطرف كردن آن بدل را مىآورد.
امثله اقسام بدل
مثال بدل مطابق همچون: زره خالدا (زيارت كن او را كه خالد باشد).
شاهد در « خالد » است كه بدل از ضمير منصوبى در « زره » بوده و عين او است.
مثال بدل بعض از كلّ مانند: قبّله اليد (ببوس او را، دستش را).
شاهد در « اليد » است كه بدل از ضمير منصوبى در « قبّله » است و چنانچه ملاحظه مىكنيم « يد » بعض از شخص و جزئى از آن مىباشد.
تبصره: بسيارى از نحاة شرط كردهاند كه اين قسم از بدل مىبايد با ضميرى همراه باشد كه به مبدلمنه راجع باشد ولى مصنّف اين شرط را قائل نبوده و با مثالى كه آورده و ذكر شد عملا آنرا انكار كرده است.
و نيز مانند: للّه على الناس حجّ البيت من استطاع ( براى خداوند است برعهده مردم كه بعنوان حجّ به بيت اللّه الحرام بروند البته مستطيعين از مردم).
در اين مثال « من استطاع» بدل بعض از « الناس » مىباشد و چنانچه مشاهده مىكنيم در آن ضميرى نيست كه به مبدلمنه عود كند.
مثال بدل اشتمال:
گفته شد بدل اشتمال به دو نحو ممكنست باشد:
الف: آنكه دلالت كند برمعنائى كه در مبدلمنه مىباشد مانند:
اعرفه حقّه (بشناس او را، حقّ او را).
شاهد در « حقّه » است كه بدل اشتمال از ضمير منصوبى در « اعرفه » است و دلالت مىكند برمعنائى كه در مبدلمنه است و آن « حق » مىباشد.
ب: آنكه دلالت كند برمعنائى كه مستلزم است در مبدلمنه باشد مانند:
قتل اصحاب الاخدود النار.
( كشته شدند اصحاب ارض اخدود يعنى اصحاب آتش).
شاهد در « النار » است كه بدل اشتمال از « اخدود » مىباشد و از قبيل قسم دوّم