المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦١٢ - مبحث اسم غير منصرف
اين كلام مردود است زيرا ياء حذف شده در قوّه موجود بوده پس كانّه وجود دارد در نتيجه نمىتوان گفت صيغه جمع زائل شده و اسم متمكّن امكن محسوب گرديده در نتيجه تنوين صرف بآن ملحق مىشود.
زجّاج مىگويد:
تنوين مزبور عوض از محو شدن حركت از ياء است نه عوض از خود ياء.
شارح گويد:
اين مقاله نيز مردود مىباشد زيرا لازمه آن اينست كه در « موسى » بايد تنوين را عوض از حركت آن بدانيم در حالى كه احدى بآن قائل نيست.
قوله: و كن لجمع متناه: جمع منتهى الجموع آنست كه ديگر نتوان آنرا جمع بست اعمّ از آنكه مفردش به صيغه مفرد بوده همچون: مصابيح كه مفردش مصباح (چراغ) است يا مفردش به صيغه جمع باشد همچون: ايادى كه مفردش ايدى (دستها) است و آن جمع « يد » بمعناى دست مىباشد.
قوله: فى كوان اوّله مفتوحا: باين قيد مانند « اسد » كه جمع « اسد » است خارج مىشود چه آنكه اوّل آن مفتوح نيست.
قوله: و ثالثه الفا: باين قيد نظير اغراض و اقسام خارج ميشود زيرا حرف سوّم آنها الف نيست.
قوله: غير عوض: باين قيد نظير مقالات خارج مىشود چه آنكه الف آن عوض از « واو » مىباشد.
قوله: بعدها حرفان: باين قيد از مثل شباب كه جمع شاب است احتراز نمود.
قوله: اوّلهما مكسور: باين قيد از مثل خباثا كه مرخّم خباثات است احتراز جست.
قوله: الّا لعارض: در تمام نسخههائى كه حقير ديده عبارت همين طور ثبث و ضبط شده ولى بنظر مىرسد كه صحيح: لا لعارض باشد يعنى كسره حرف الف عارضى نبوده بلكه اصلى باشد و با اين قيد احتراز نمود از مثل جمالين چه آنكه كسره لام عارضى است فلذا در حال رفع آنرا ضمّه داده و مىگويند: جمالون.
قوله: دراهم: جمع در هم يعنى پول نقره.
قوله: مساجد: جمع مسجد يعنى محلّ سجده و عبادت.
قوله: كمصابيح: جمع مصباح يعنى چراغ.
قوله: قناديل: جمع قنديل بمعناى چراغ.