المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢١٣ - «عل»
|
كما خطّ الكتاب بكفّ يوما |
يهودىّ يقارب او يزيل |
يعنى: مىبينى نشانههاى منزل محبوبه را مانند خطّى كه دست يهودى آنرا در روزى نوشته باشد چه خطوط آن هم به نزديك بوده و چه دور و فاصلهدار از يكديگر باشند.
شاهد در فاصله شدن « يوما » است بين مضاف يعنى « كف » و مضاف اليه يعنى « يهودى » و گاهى بين مضاف و مضاف اليه نعت فاصله مىشود مانند آنچه در قول معاوية بن ابى سفيان وارد شده:
|
نجوت و قد بلّ المرادىّ سيفه |
من ابن ابى شيخ الاباطح طالب |
يعنى: از كشته شدن نجات يافتم در حالى كه ابن ملجم مرادى شمشيرش را از خون پسر ابى طالب يعنى پسر بزرگ مكه و مدينه تر كرده بود.
شاهد در فاصله شدن نعت يعنى « شيخ الاباطح» است بين مضاف كه « ابى » و مضاف اليه كه « طالب » باشد.
و زمانى بين ايندو نداء فاصله ميشود و مصنّف در شرح كافيه براى آن كلام شاعر را مثال آورده كه گفته است:
|
كانّ برذون ابا عصام |
زيد حمار دق باللّجام |
يعنى: گويا يا بوى زيد اى ابا عصام الاغى است كه بواسطه دهنه كوبيده شده است.
شاهد در فاصله شدن منادى است يعنى « ابا عصام» كه حرف نداء در آن حذف شده بين مضاف (برذون) و مضاف اليه يعنى « زيد ».
و احتمال دارد كه « برذون » به « ابا عصام» اضافه شده و بگفته ابن هشام « زيد » بدل يا عطف بيان از « ابا عصام» باشد و ضبط « ابا عصام» در حال جرّ با « الف » بنابر لغت كسانى است كه كلمه « اب » را در هرسه حالت با الف ميخوانند و طبق اين احتمال بيت مذكور از شاهد بحث خارج مىشود چون بنابر احتمال مزبور بين مضاف و مضاف اليه منادى فاصله نشده.
تتمّه سخن در باب اضافه
از جمله كلماتى كه بين مضاف و مضاف اليه فاصله مىشوند لفظ « امّا » است چنانچه مصنّف آنرا در كتاب كافيه متذكّر شده و البتّه فاصله شدن آن بين متضايفين جايز و ممكنست چنانچه در قول تابّط شرا آمده است: