المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢١٢ - «عل»
و به جهت اضطرار فاصله شدن بين مضاف و مضاف اليه بواسطه كلمه اجنبى يا نعت و يا نداء يافت شده است.
شارح گويد:
شاهد براى جواز فاصله شدن قسم بين مضاف و مضاف اليه مثالى است كه كسائى از اهل لسان حكايت كرده و آن عبارتست از:
هذا غلام و اللّه زيد (بخدا قسم اين غلام زيد مىباشد).
شاهد در « و اللّه» است كه قسم بوده و بين مضاف يعنى « غلام » و مضاف اليهش كه « زيد » باشد فاصله شده.
و شاهد براى جواز فاصله شدن اجنبى بين مضاف و مضاف اليه در حال اضطرار قول شاعر مىباشد كه گفته:
|
ما ان وجدنا للهوى من طبّ |
و لا عدمنا قهر وجد صبّ |
يعنى: براى عشق و ميل نفس چارهاى نيافتيم و شدّت شوق مرد عاشق را معدوم نساختيم يعنى شوق و عشق هميشه برعاشق غالب است.
شاهد در فاصله شدن « وجد » كه اجنبى است بوده بين مضاف يعنى « قهر » و مضاف اليه كه « صب » باشد.
و نظير قول اعشى:
|
انجب ايّام والداه به |
اذ نجلاه فنعم ما نجلا |
يعنى: پدر و مادر سلامه در روزيكه او را متولّد ساختند نجيب و بزرگ گرديدند پس خوب ولادتى است چنين ولادتى.
شاهد در فاصله شدن اجنبى يعنى « والداه » است بين مضاف كه « ايّام » بوده و مضاف اليه كه « اذ نجلاه» باشد.
و مانند قول جرير بن عطيّة بن خطفى تميمى كه گفته:
|
تسقى اميتاحا ندى المسواك ريقتها |
كما تضمّن ماء المزنة الرّصف |
يعنى: آن زن (ام عمر) با ترى آب دهانش مسواك را در حال مسواك نمودن آب مىدهد همان طورى كه آب باران سنگهاى روى هم ريخته را دربرمىگيرد.
شاهد در فاصله شدن اجنبى يعنى « المسواك » است بين مضاف يعنى « ندى » و مضاف اليه كه « ريقتها » باشد.
و مثل آنچه در قول ابى حية النميرى آمده: