المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٦٢ - اغراء و حكم آن
يعنى: ملازم باش برادر خود را همانا كسى كه برادرى ندارد همچون كسى است كه بدون داشتن سلاح آهنگ معركه قتال كند.
عامل مستتر در اين مثال نيز « الزم » است.
و همان طورى كه در باب تحذير بغير ايّا در غير ايندو مورد استتار جايز است در اينجا نيز اگر عطف و تكرار نباشد استتار جايز مىباشد مانند:
الصّلوة جامعة يعنى احضروا الصّلوة جامعة.
قوله: و و هو الزامه العكوف: كلمه « عكوف » يعنى پاىبند بودن و توجّه داشتن.
قوله: من مواصلة ذوى القربى: بيان است براى ما يحمد العكوف عليه.
قوله: و جميع فروعه: يعنى فروع ايّاك.
قوله: فجعل بدلا من اللفظ: ضمير نائب فاعلى در « جعل » به ايّا راجع است.
قوله: فانّه يلزم ايضا ستر فعله: ضمير در « فانّه » بمعناى شأن مىباشد.
قوله: فانّه يلزم ايضام: ضمير در « فانّه » بمعناى شأن بوده و در « يلزم » به استتار راجع است.
قوله: و ان يحذف احدكم الارنب: حذف ارنب يعنى زدن خرگوش.
قوله: ايّاه و ايّا الشواب: اين عبارت قطعهاى از ضرب المثل مشهور مىباشد و تمام آن چنين است:
اذا بلغ الرجل الستّين فايّاه و ايّا الشواب (وقتى مرد بسنّ شصت سالگى رسيد پس بايد از زنان جوان دورى گزيند).
قوله: انتبذ: يعنى بَعُد (دور شده است).
قوله: و اجزه: ضمير مفعولى به استتار راجع است.
قوله: مع غيرهما: ضمير تثنيه به عطف و تكرار راجع است.
متن: «٦٢٧»
|
ما ناب عن فعل كشتّان وصه |
هو اسم فعل و كذا أوّه و مه |
تجزيه و تركيب
ما: موصوله، مبتداء.