المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦١٦ - مبحث اسم غير منصرف
( كغطفان و كإصبهانا) و تعرف زيادتهما بسقوطهما فى التّصاريف كسقوطهما فى ردّ نسيان إلى نسى، فإن كانا فيما لا يتصرف فبأن يكون قبلهما أكثر من حرفين، فإن كان قبلهما حرفان ثانيهما مضعّف فإن قدّرت أصالة التضعيف فزائدان أو زيادته فالنّون أصليّة، كحسّان، إن جعل من الحسّ ففعلان فيمنع، أو من الحسن ففعّال فلا يمنع.
ترجمه و شرح
سراويل شباهتى باين جمع دارد كه مقتضى عموم منع صرف مىباشد.
شارح گويد:
كلمه « سراويل » لفظ مفرد و عجمى (غير عربى) است ولى در عين حال از حيث وزن چون شباهت به جمع منتهى الجموع دارد از اينرو مقتضى است كه غير منصرف استعمال شود.
برخى از ادباء گفتهاند:
سراويل خود جمع است نه شبيه بآن چه آنكه مفردش « سرواله » مىباشد.
بعضى ديگر گفتهاند:
در آن دو وجه جايز است، انصراف و عدم انصراف.
امّا منصرف است: بخاطر آنكه مفرد بوده نه جمع.
و امّا غير منصرف است بجهت آنكه ميتوان آنرا جمع سرواله قرار داد و بدين ترتيب همچون ساير مصاديق جمع غير منصرف مىباشد.
مصنّف گويد:
و اگر جمع منتهى الجمع با آنچه بآن ملحق است را علم قرار دهيم پس سزاوار است كه سبب غير منصرف شدن اسم شود.
شارح گويد:
مقصود اينست كه اگر جمع منتهى الجموع را علم براى شخصى قرار دهند شايسته است كه آن اسم غير منصرف استعمال شود چنانچه اين حكم درباره ملحق باين جمع يعنى سراويل نيز جارى است.
اگر گفته شود:
پس از آنكه جمع را علم براى شخصى قرار داديم ديگر جمع نيست تا سبب غير منصرف شدن اسم باشد بلكه در آن اسم تنها علميّت مىباشد لذا به چه جهت آن را