المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٦٠ - حكم بعضى از اسماء بملاحظه لزوم اضافه و عدم لزوم اضافه
|
( إنّك لو دعوتنى و دونى |
زوراء ذات مترّع بيون) |
|
|
لقلت لبّيه لمن يدعونى |
قاله فى شرح التّسهيل.
ترجمه و شرح:
سپس مصنّف گويد:
و بعضى از اسماء دائم الاضافه حتمى است كه پهلوى اسم ظاهر در آمدنشان ممتنع مىباشد.
شارح گويد:
بنابراين اسماء مزبور فقط پهلوى ضمير درآمده و بآن اضافه ميشوند اين اسماء عبارتند از:
١- وحد مانند:
اذا دعى اللّه وحده ( زمانيكه خداوند بتنهائى خوانده شود).
در اين آيه شريف كلمه « وحد » به ضمير غائب اضافه شده.
و نظير آنچه در قول عبد اللّه بن عبد الاعلى القرشى آمده:
|
و كنت اذ كنت الهى وحدكا |
لم يك شيئ يا الهى قبلكا |
يعنى: خداوندا بودى زمانيكه بودى، تنها و بىشريك و نبود موجودى پيش از تو اى پروردگار من.
شاهد در « وحد » است كه به « كاف » يعنى ضمير مخاطب اضافه شده و الف آن الف الحاقى است.
و همچنين مانند آنچه در قول ربيع بن ضبيع الفزارى آمده:
|
و الذئب اخشاه ان مررت به |
وحدى و اخشى الرّياح و المطرا |
يعنى: اگر به گرگ بگذرم در حاليكه تنها باشم از آن مىترسم و نيز از ايذاء بادها و باران خائف و بيمناك هستم.
شاهد در « وحد » است كه به ضمير متكلّم يعنى « يا » اضافه شده است.
٢- لبّى.
اين اسم اختصاص بضمير غير غائب دارد مانند:
لبّيك (اجابت بعد از اجابت).
و چنانچه ملاحظه ميشود اين اسم به كاف اضافه شده و آن ضمير مخاطب