المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٦٨ - حكم صفت با موصوف
سپس شارح گويد:
و همچنين صفت در تأنيث نيز بايد با موصوفش مطابق باشد مشروط باينكه ضمير موصوف را رفع داده باشد و در غير اين صورت همان تفصيل و شرحى كه سابقا در باب فاعل بيان داشتيم در اينجا نيز جارى است مانند:
ابنين برّين شجّ قلباهما (دو پسرى كه نيكوكار بوده و اين صفت دارند كه قلبشان حزين مىباشد).
در اين مثال كلمه « شجّ » چون ضمير موصوف را رفع نداده بلكه اسم ظاهر يعنى « قلباهما » را مرفوع كرده همان طورى كه ملاحظه مىكنيم از نظر تثنيه بودن با ابنين موافق نمىباشد و همچنين است در مثال بعدى يعنى:
امرأتين حسن مرآهما (دو زنى كه اين صفت دارند نيكو است ديدگاه ايشان).
مؤلّف گويد:
حاصل آنچه مصنّف و شارح در اين مقام گفتهاند اينست كه:
حكم صفتى كه براى موصوف آورده شده آنست كه مىبايد با موصوفش در چهار امر از ده امر ذيل موافق باشد:
رفع- نصب، جرّ افراد، تثنيه، جمع، تذكير، تأنيث، تعريف و تنكير.
مانند: جاء زيد الكريم.
در اين مثال زيد مفرد، مذكّر مرفوع و معرفه است و الكريم نيز عينا اين چهار خصوصيّت را دارا است ولى اگر صفت براى متعلّق موصوف آورده شده باشد از دو حال خارج نيست:
الف: آنكه ضمير موصوف را رفع داده.
ب: آنكه ضمير موصوف را رفع نداده.
در صورت اوّل حكمش مانند قبل بوده يعنى لازم است با موصوف در چهار امر از امور دهگانه موافق باشد مانند:
جائنى امرئة كريمة الاب (آمد نزد من زنى كه پدرش جوانمرد بود).
در اين مثال اگرچه « كريمة » صفت براى متعلّق موصوف است ولى چون ضمير در آن به موصوف راجع مىباشد لاجرم با موصوف يعنى « امرئة » در افراد و تأنيث و رفع و تنكير مطابق آورده شده و در صورت دوّم تنها در دو امر از امور پنجگانه كه مطابق باشد كافى است و آن پنج امر عبارتند از: رفع و نصب و جرّ و تعريف و تنكير مانند