المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٣٩ - او و معانى آن
فرع ادبى
گاهى بجاى « امّا » دوّمى كلمه « او » آورده ميشود و بدينوسيله از « امّا » مستغنى مىگرديم مانند:
قام امّا زيد او عمرو (ايستاد يا زيد و يا عمرو).
چنانچه بواسطه « امّا » دوّمى از اوّلى بىنياز مىگرديم مانند آنچه در قول ذو الرّمه آمده:
|
نهاض بدار قد تقادم عهدها |
و امّا باموات الّم خيالها |
يعنى: غمگين و اندوهناك مىشويم به سبب خانهاى كه عهد و زمانش قديمى است و يا به سبب مردگانى كه فرود آمده است خيال آنها در خاطر ما.
شاهد در حذف « امّا » اوّلى است از ابتداء « بدار » و بىنياز بودن از آن بواسطه « امّا باموات» و گاهى بواسطه كلمه « و الّا» از « امّا » بىنياز مىگرديم همچون قول عائد بن محصن:
|
فامّا ان تكون اخى بصدق |
فاعرف منك غثى من سمينى |
|
|
و الّا فاطّرحنى و اتّخذنى |
عدوّا اتّقيك و تتّقينى |
يعنى: پس يا مىباشى يار و دوست من براستى كه در اينصورت مىشناسم بواسطه تو از نيكوئى و رفعت شأن خويش پستى خود را و الّا پس طرح كن و دور گردان من را و بگير من را دشمن خود تا من از تو پرهيز كرده و تو نيز از من دورى نمائى.
شاهد در « و الّا» است كه نيابت از « امّا » نموده است.
و گاهى اكتفاء به « ان » ، نموده و از ملحق كردن « ما » بآن مستغنى مىباشيم چنانچه در قول دريد بن صمة بن عبد اللّه چنين آمده:
|
و قد كذبتك نفسك فاكذبنها |
فان جزعا و ان اجمال صبر |
يعنى: و بتحقيق نشان داد نفس تو به تو چيز دروغى را كه از برايت ميسّر نخواهد شد پس نشان بده به او البتّه چيز دروغى را كه از براى او ميسّر نخواهد شد، پس يا جزع مىكنى جزع كردنى و يا صبر مىكنى صبر كردن نيكوئى.
شاهد در « فان جزعا» و « ان اجمال صبر» است كه از هردو « ما » حذف شده و در اصل فامّا جزعا و امّا اجمال صبر بوده است.
و گاهى « امّا » دوّمى بدون « واو » عاطفه مىآيد مانند اين عبارت كه قطرب روايت و نقل كرده: