المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٠١ - «عل»
زمانى كه « قبل » و الفاظ مذكور بعد از آن نكره بيايند ادباء آنها را معرب قرار مىدهند.
شارح گويد:
مقصود اينست كه: « قبل » و آنچه بعد و پيش از آن ذكر شد يعنى « غير » و « بعد » و دون و اسماء جهات و اوّل الخ گاهى نكره يعنى لفظا و نيّة از اضافها مقطوع مىآيند در اينحالت ادباء آنها را اعراب نصب و جرّ داده چنانچه شرحش گذشت و همچنين در اين فرض گاهى آنها را مرفوع مىخوانند.
اين كلام مصنّف شامل لفظ « عل » نيز مىباشد يعنى بگفته وى كلمه « عل » گاهى مقطوع از اضافه بوده و در اين حال بآن اعراب نصب و جرّ و رفع مىدهند.
بعضى از ادباء باين حكم در « عل » تصريح نمودهاند ولى ابن هشام نحوى مىگويد:
گمان نمىكنم اين كلمه منصوب يافت شده باشد.
پس از آن شارح گويد:
البتّه نصب در « قبل » و الفاظ بعد از آن بنابر ظرفيّت مىباشد باستثناى « حسب » كه نصبش بنابر حاليّت است و مصنّف درباره اسماء جهات غير از فوق و تحت گفته است اين اسماء در حدّ متوسّطى قابل تصرّف بوده ولى « دون » بطور ندرت متصرّف استعمال مىگردد.
سپس مصنّف گفته:
و آنچه پهلوى مضاف مىآيد در صورت حذف شدن مضاف در اعراب نيابت از آن مىكنند.
شارح گويد:
منظور اينست كه در صورتى كه مضاف حذف شود مضاف اليه در اعراب و تذكير و تأنيث و غير اين امور از آن نيابت مىكند مانند آنچه در فرموده حقتعالى وارد شده:
جاء ربّك ( امر پروردگارت آمد) كه در اصل « جاء امر ربّك» مىباشد.
و نظير: و تجعلون رزقكم ( قرار مىدهد بجاى شكر نمودن در قبال رزق خود ...).
كه در اصل « تجعلون بدل شكر رزقكم» مىباشد.
و مانند آنچه در قول حسّان بن ثابت انصارى وارد شده:
|
يسقون من ورد البريص عليهم |
بردى يصفّق بالرّحيق السّلسل |