المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٤٠ - منصرف شدن اسماء غير منصرف در مورد ضرورت و رعايت تناسب آيات با هم
شاهد در « سلاسلا » است كه جمع منتهى الجموع بوده و غير منصرف است ولى چون همراهش « اغلالا » آمده و آن منصرف است لاجرم سلاسلا را منصرف آوردهايم تا بدين ترتيب با هم از نظر وزن نزديك و قريب شوند.
و يا ايجاد تناسب به هيچيك از ايندو نبوده بلكه الفاظ متعدّدى كه جملگى منصرفند رديف هم آمده و در بين آنها يك يا دو لفظ غير منصرف نيز قرار گرفته لذا براى اينكه اقتران اين الفاظ را با الفاظ منصرف منسجم و منظّم كرده و همه الفاظ مقرونه بيك نسق باشند غير منصرفها را نيز منصرف استعمال مىكنيم مانند:
و قالوا لا تذرنّ آلهتكم و لا تذرنّ ودّا و لا سواعا و لا يغوث و يعوق و نسرا ( قوم نوح گفتند هرگز خدايان خود را رها نكنيد و بخصوص دست از پرستش اين پنج بت برنداريد:
ود و سواع و يغوث و يعوق و نسر.
شاهد در « يغوث و يعوق» كه بواسطه علميّت و عجمه و غير منصرفند ولى در قرائت برخى از قرّاء ايندو منصرف خوانده شدهاند تا در اقترانشان با ود و سواع و نسر انسجام و نظم برقرار گردد.
و رعايت تناسب فواصل و اسجاع همچون:
و يطاف عليهم بآنية من فضّة و اكواب كانت قواريرا، قوارير من فضّة قدّروها تقديرا.
( و ساقيان زيبا با جامهاى سيمين و كوزههاى بلورين برآنها دور مىزنند، كه آن كوزههاى بلورين برنگ نقره خام و به اندازه و تناسب اهلش مقدّر كردهاند).
شاهد در « قواريرا » اوّلى است كه در آخر آيه قرار گرفته و غير منصرف است زيرا به صيغه جمع منتهى الجموع مىباشد ولى بخاطر آنكه با آخر آيه بعدى يعنى « تقديرا » متناسب باشد آنرا منصرف كرده و تنوين دادهايم.
فرع ادبى
شارح گويد:
در صورتى كه مضطر شده و مجبور گرديم كه كلمه غير منصرف مجرور را كه جرّش به فتحه است تنوين دهيم آيا تنوين جرّ بايد داد يا تنوين نصب؟
مرحوم رضى تصريح به دوّمى نموده و فرموده است بايد تنوين نصب داد.
ولى به عقيده ما اگر به جواز هردو وجه قائل شويم همچون منادى كه شرحش