المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٩٦ - «حسب»
و امّا مثال موردى كه مضاف اليه حذف و اصلا در نيّت گرفته نشده نه لفظ آن و نه معنايش همچون قول عبد اللّه بن يعرب:
|
فساغ لى الشراب و كنت قبلا |
اكاد اعضّ بالماء الفرات |
يعنى: پس براى من آب گوارا شد در حالى كه قبلا نزديك بود كه بآب خوشگوار گلوگير شوم.
شاهد در « قبلا » است كه مضاف اليهش حذف شده و نه لفظ و نه معنايش منوى است.
و امّا مثال موردى كه لفظ مضاف اليه منوى باشد همچون قول شاعر:
|
و من قبل نادى كلّ مولى قرابة |
فما عطفت يوما عليه العواطف |
يعنى: و قبل از جنگ هرپسر عموئى خويشان خود را طلبيد تا وى را يارى كنند پس در هيچ روزى مهربانان براو مهربانى نكردند.
شاهد در « قبل » است كه لفظ مضاف اليهش در نيّت بوده و تقدير كلام و من قبل الحرب مىباشد.
ولى از نظر ما در كلمه « قبل » و آنچه بعد از آن ذكر شده احسن و بهتر همان نظريّهاى است كه اخفش اختيار كرده و مطلقا قبل را معرب دانسته است.
«بعد»
شارح گويد:
كلمه « بعد » نيز مانند « غير » مىباشد بنابراين برطبق تفصيل گذشته مبنى و معرب مىگردد مانند آيهاى كه قبلا گذشت يعنى: للّه الامر من قبل و من بعد.
و نظير: جئت بعد العصر.
كه در اين مثال چون مضاف اليه « بعد » يعنى « العصر » ذكر شده بعد معرب و منصوب مىباشد.
و در آيه شريفه «للّهالامر من قبل و من بعد» كلمه « قبل » و « بعد » مبنى برضمّ قرائت شده و آن بخاطر اينست كه مضاف اليه حذف شده و معنايش در نيّت است.
«حسب»
كلمه « حسب » نيز در آنچه گفتيم مانند « غير » مىباشد مانند:
قبضت عشرة فحسب (گرفتم دهتا پس كافى است مرا).