المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٩٣ - مبحث نداء
ولى از باب ضرورت تنوين نصب گرفته است.
ولى اوّل كه ضمّه باشد اولى از نصب است مشروط باينكه منادا علم باشد چنانچه مصنّف در كافيه چنين گفته است.
مصنّف مىگويد:
جمع بين « يا » و « ال » اختصاص به ضرورت و اضطرار دارد مگر در لفظ « اللّه » و جملاتى كه حكايت شدهاند.
شارح گويد:
جمع بين « يا » و « ال » از باب اضطرار همچون قول شاعر:
|
فيا الغلامان اللّذان فرّا |
ايّا كما ان تكسبانا شرّا |
يعنى: اى دو پسرى كه اين صفت داريد كه آنچنان دو نفرى هستيد كه گريختهايد بپرهيزيد نفس خود را از اينكه بجاى آوريد بدى را نسبت به ما.
شاهد در « يا الغلامان» است كه در آن بين « يا » و « ال » جمع گرديده.
بايد توجّه داشت كه جمع بين ايندو حرف در حال اختيار و سعه جايز نيست زيرا جمع بين دو حرف تعريف مكروه و ناپسند مىباشد ولى اهل بغداد اين استدلال را قبول نداشته و در حالت اختيار نيز بين « يا » و « ال » جمع مىكنند.
ناگفته نماند: اينكه در حال ضرورت جمع بين « يا » و « ال » را تجويز كرديم زمانى است كه الف و لام براى غير عهد باشد چه آنكه الف و لام اگر براى عهد باشد كلمهاى كه معرّف بآن است هرگز منادى واقع نمىشود و اين نكته را ابن نحاس در حاشيه خود ايراد نموده است.
البتّه حكم مذكور (جايز نبودن جمع بين ياء و الف و لام) در دو مورد استثناء شده:
الف: در لفظ « اللّه » زيرا اختيارا و در حال سعه جايز است بين « ياء » و « ال » در اين لفظ جمع نمود چه آنكه در استعمالات اهل لسان كثيرا اين امر ديده شده.
قال توجّه آنكه در چنين استعمالى جايز است الف « اللّه » را هم قطع دانست و در تلفّظ آورد و هم وصل تلقّى كرد و آنرا حذف نمود.
ب: در جملاتى كه محكّى بوده و منادى واقع شده باشند مانند:
يا الرجل منطلق (اى كسى كه نامت رجل منطلق مىباشد).
جمله « الرجل منطلق» علم قرار داده شده براى شخصى و الآن كه منادى واقع