المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٠٩ - سوم از توابع عطف و اقسام و احكام آن
مىباشد.
تبصره و تنبيه
مصنّف در مصراع دوّم بيت اخير از « كاف تشبيه» استفاده كرده و گفته است.
كما يكونان معرّفين.
اين كاف مفيد قياس شبهى بلكه قياس اولوى است يعنى همانطوريكه عطف بيان و متبوعش معرفه مىباشند عينا گاهى نكره نيز بوده بلكه بايد بگوئيم وقتى براى معرفه عطف بيان بتوان آورد براى نكره بطريق اولى اين معنا جايز مىباشد زيرا احتياج نكره به عطف بيان شديدتر از نياز معرفه بآن مىباشد. با توجّه باين معنا كه از بيت استفاده ميشود مىگوئيم:
برخى از ادباء از اتيان عطف بيان براى نكره منع نمودهاند همچون زمخشرى و بعضى ديگر گفتهاند:
اگرچه آوردن عطف بيان براى نكره جايز است ولى شرط است كه بواسطه عطف بيان تخصيص بيشترى براى متبوع حاصل شود.
مصنّف در بيت مذكور اشاره به مقاله هردو و مخالفت ايشان نموده و خواسته است بگويد هيچيك از ايندو گفتار صحيح نيست و حق آنست كه همانطورى كه متبوع و عطف بيان را معرفه آورد بدون اينكه عطف بيان اعراف از متبوع باشد عينا ممكنست هردو را نكره آورد بدون اينكه تخصيص بيشترى از ناحيه عطف بيان حاصل شود.
فائده ادبى
اكثر نحويّين گفتهاند: تابعى كه عبارت باشد از تكرار لفظ متبوع عطف بيان مىباشد همچون قول رؤبة بن عجاج:
|
انّى و اسطار سطرن سطرا |
لقائل يا نصر نصر نصرا |
يعنى: بدرستيكه من قسم ميخورم به سطرهائى كه نوشته شدهاند نوشته شدنى (مقصود خطوط و سطور قرآن مجيد مىباشد) هرآينه گويندهام كه اى نصر اى نصر يارى كن مرا يارى كردنى.
شاهد در « نصر » دوّم است كه اكثر نحويّين آنرا عطف بيان از « نصر » اوّلى قرار دادهاند.
مصنّف مىگويد: