المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٣٧ - تتمه كلام در مبحث افعال مدح و ذم
و چه تثنيه و چه جمع باشد مذكّر بوده يا مؤنّث باشد و در تمام حالات لفظ « ذا » را بدون تغيير صيغه بايد در كلام آورد چه اسم مخصوص مفرد بوده و چه غير آن باشد، مذكّر بوده يا مؤنّث باشد مانند:
حبّذا هند، حبّذا الزيدان، حبّذا الهندان، حبّذا الزّيدان، حبّذا الهندات.
چنانچه ملاحظه مىكنيم در تمام حالات اسم مخصوص كلمه « ذا » ثابت بوده بدون اينكه از حيث افراد و تثنيه و جمع، تذكير و تأنيث تفاوتى در آن پيدا شده باشد. پس مىتوان گفت كه كلمه « ذا » شبيه به ضرب المثل بوده كه در كلام اهل لسان جريان داشته و در تمام صور و حالات يكسان استعمال مىشود نظير اين عبارت مشهور:
فى الصّيف ضيّعت اللّبن (در تابستان شير را ضايع و تباه ساختى).
شاهد در « تاء » از « ضيعت » بوده كه مكسور بوده و در تمام حالات و صورى كه اين ضرب المثل را بكار مىبرند همچنان مكسور مىباشد اعمّ از آنكه خطاب با مفرد مؤنّث بوده يا با غير آن باشد.
بنابراين عبارت « فهو يضاهى المثلا» در متن علّت است براى عدم تغيّر « ذا ».
ابن كيسان علّت عدم تغيّر آن را اينطور تقرير كرده است كه:
مشار اليه « ذا » مفردى است كه به اسم مخصوص اضافه شده و حذف گرديده و مضاف اليه (اسم مخصوص) بجاى آن قرار گرفته است و مضاف محذوف هميشه مفرد مذكّر است لذا كلمه « ذا » را كه اشاره بآن است مىبايد هميشه مفرد مذكّر آورد لذا تقدير:
حبّذا هند، حبّذا حسن هند مىباشد و پر واضح است با اين تقرير لازم است هميشه كلمه « ذا » به همين صورت آورده شود.
سپس شارح گويد:
و از كلام مصنّف كه گفت: اول ذا المخصوص ...
فهميده مىشود كه اسم مخصوص در « حبّذا » هيچگاه برآن مقدّم نمىشود و حق هم همين است زيرا همانطورى كه گفتيم « حبّذا » همچون ضرب المثل بوده كه در وقت استعمال هيچ تصرّفى در اصل آن نبايد نمود.
ابن بابشاذ گفته است:
تقديم اسم مخصوص بر « حبّذا » از اينرو جايز نيست كه توهّم نشود در آن ضميرى است كه فاعلش بوده و ذا مفعول آن مىباشد.