المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٠٧ - مبحث تعجب
مثال صيغه وّل همچون: ما اوفى خليلينا (چقدر باوفاء هستند دو دوست ما).
مثال صيغه دوّم مانند: اصدق بهما (چقدر دو دوست ما راستگو هستند).
مصنّف گويد:
حذف آنچه تعجّب از آن صورت گرفته را جايز بدان مشروط باينكه معناى آن با حذف صحيح باشد.
شارح گويد:
مقصود اينست كه جايز است متعجّبمنه را حذف كرده و صيغه تعجّب را باقى گذارد مشروط باينكه پس از حذف معنا صحيح بوده و مشتبه نشود همچون فرموده حقتعالى:
اسمع بهم و ابصر ( چقدر شنوا و چقدر بينا هستند).
شاهد در عبارت دوّم است كه از آن « بهم » حذف شده و چون معنا بدون آن صحيح است لاجرم اين حذف حسن و جايز مىباشد.
و نظير فرموده امير المؤمنين عليه السّلام:
|
جزى اللّه عنّى و الجزاء بفضله |
ربيعة خيرا ما اعفّ و اكرما |
يعنى: خداوند متعال از جانب من به ربيعه جزاء خير دهد در حالى كه اين جزاء به فضل و كرمش مىباشد، چقدر ربيعه عفيف و چه قدر كريم مىباشد.
شاهد در حذف « ربيعة » است از « ما اعفّ» و « ما اكرم» كه چون بدون آوردنش معناى كلام صحيح است لاجرم اين حذف حسن و نيكو مىباشد.
مصنّف گويد:
المباحث النحويه شرح سيوطى ؛ ج٣ ؛ ص١٣٠٧
حكم قطعى و حتمى لازم است كه هردو فعل هميشه غير متصرّف باشند.
شارح گويد:
دو فعل مذكور يعنى « افعَل » و « افعِلبه » به حكم تمام نحاة هميشه غير متصرّف مىباشند لذا بايد گفت كه ايندو نظير: ليس و عسى و هب و تعلّم مىباشند.
قوله: اسمع بهم و ابصر: آيه (٣٨) از سوره مريم.
قوله: قدما: يعنى ابدا و هميشه.
قوله: نظير ليس و عسى الخ: يعنى همان طورى كه اين افعال غير متصرّف بوده و هميشه يكنواخت استعمال ميشوند دو صيغه تعجّب نيز چنين بوده و از هيئتى كه ذكر شد تغيير نمىكنند.