المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢١٤ - «عل»
|
هما خطّتا امّا اسار و منّة |
و امّا دم و الموت بالحرّ اجدر |
يعنى: آندو امر يا اسير شدن و منت نهادن به خلاصى از اسارت بوده و يا خونريزى و كشته شدن مىباشد در حالى كه مرگ و كشته شدن براى مردان آزاده بهتر و شايستهتر مىباشد.
شاهد در فاصله شدن « امّا » است بين مضاف كه « خطّتا » بوده و مضاف اليه يعنى « اسار ».
قوله: قتل اولادهم شركائهم: آيه (١٣٧) از سوره انعام.
قوله: فلا تحسبنّ اللّه مخلف وعده رسله: آيه (٤٧) از سوره ابراهيم.
قوله: و الفصل بها مغتفر: كلمه « مغتفر » يعنى بخشيده شده و مقصود از آن جواز مىباشد.
متن: «٤٢٠»
|
آخر ما أضيف لليا اكسر إذا |
لم يك معتلّا كرام و قذا |
تجزيه و تركيب
آخر: مضاف، مفعول براى « اكسر ».
ما: موصوله، مضاف اليه.
اضيف: فعل ماضى، مجهول، صله و عائد براى « ما ».
للياء: جارّ و مجرور، متعلّق به « اضيف ».
اكسر: فعل امر و ضمير فاعلى در آن مستتر است باستتار وجوبى.
اذا: ظرف، متعلّق به « اكسر ».
لم: حرف جازم.
يك: فعل مضارع مجزوم، از افعال ناقصه، ضمير مستتر در آن اسمش مىباشد.
معتلّا: خبر براى « يك ».
كاف: حرف جرّ و مجرورش كه « قولك » است محذوف مىباشد.
رام: خبر است براى مبتداء محذوف و تقدير: هو رام مىباشد و اين جمله مفعول است براى « قولك ».
واو: حرف عاطف.
قذا: معطوف به « رام ».