المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٧١ - فصل شرح برخى از احكام بدل
امّا بدل آوردن اسم ظاهر از ضمير حاضر جائز نيست ولى اخفش در اين حكم به مخالفت برخاسته و آن را تجويز كرده است.
قابل توجّه آنكه كلمه « الظاهر » در متن مصنّف مفعول است براى « تبدله » كه متعلّق « من » بوده و در اوّل بيت قرار گرفته.
به هرصورت مشهور از ادباء بدل آوردن اسم ظاهر از ضمير حاضر را تجويز نكرده مگر در سه مورد:
١- آنجايى كه اسم ظاهر برضمير حاضر احاطه داشته باشد يعنى شامل افراد يا اجزاء آن بشود و آن در صورتى است كه بدل كلّ از كلّ محسوب گردد مانند:
تكون لنا عيدا لاوّلنا و آخرنا ( مىباشى براى ما عيد، براى اوّل و آخر ما).
شاهد در « اوّلنا و آخرنا» است كه بدل از ضمير در « لنا » بوده و اين بدل از قبيل بدل كلّ از كلّ مىباشد لذا با اينكه مبدلمنه ضمير حاضر (متكلّم) بوده بدل آوردن اسم ظاهر از آن جايز مىباشد.
٢- آنكه اسم ظاهر بعض از ضمير حاضر محسوب شود و لذا بدل آوردنش از آن از قبيل بدل بعض از كلّ مىباشد مانند آنچه در قول عديل برفرج آمده:
|
او عدنى بالسّجن و الا داهم |
رجلى فرجلى شثنة المناسم |
يعنى: ترسانيد و تهديد نمود من را آن مرد به زندان و غلها و زنجيرهاى پاى من، پس پاى من غليظ و زبر است كف آن.
شاهد در « رجلى » اوّل است كه بدل از ضمير متكلّم در « اوعدنى » است و اين بدل از قبيل بدل بعض از كلّ مىباشد فلذا جايز است كه اسم ظاهر بدل از ضمير حاضر بيايد.
٣- آنكه اسم ظاهر مشتمل برضمير حاضر باشد و بعبارت ديگر بدل آوردنش از ضمير از قبيل بدل اشتمال محسوب شود و همچون:
كأنّك ابتهاجك استمال (گويا تو، سرور و شادمانى تو دلجوئى مىكند).
شاهد در « ابتهاجك » است كه بدل از « كاف » بوده و از قبيل بدل اشتمال مىباشد لذا جايز است اسم ظاهر را از ضمير مخاطب بدل قرار داد.
مصنّف گويد:
كلمهاى كه متضمّن معناى استفهام است بدلش را پهلوى همزه استفهام بايد قرار داد.