المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٠٠ - پارهاى از وجوه اختلاف بين اسم فاعل و صفت مشبهه
مشبهه به اين نحو قبيح مىباشد.
٢٦- رأيت الرجل الحسن وجه اب.
در اين مثال صفت با الف و لام بوده و معمولش يعنى « وجه » منصوب بوده و به كلمهاى اضافه شده كه هم از الف و لام و هم از اضافه مجرّد مىباشد.
٢٧- رأيت الرجل الحسن وجه اب.
اين مثال جايز نيست يعنى نمىتوان معمول صفت الف و لامدار را كه به كلمه مجرد از الف و لام اضافه شده در حالى جرّى اضافه نمود چنانچه شرحش عنقريب خواهد آمد.
٢٨- رأيت رجلا حسنا وجه اب.
( ديدم مردى را كه نيكو بود صورت پدرش).
در اين مثال صفت خالى از الف و لام بوده و معمولش يعنى « وجه » مرفوع است و به كلمهاى اضافه شده كه هم از الف و لام مجرّد بوده و هم از اضافه.
البتّه استعمال صفت مشبهه باين نحو قبيح مىباشد.
٢٩- رأيت رجلا حسنا وجه اب.
در ان مثال صفت خالى از الف و لام بوده و معمولش يعنى « وجه » منصوب است و به كلمهاى اضافه شده كه هم از الف و لام مجرّد بوده و هم اضافه.
٣٠- رأيت رجلا حسن وجه اب.
در اين مثال صفت خالى از الف و لام بوده و معمولش يعنى « وجه » مجرور است و به كلمهاى اضافه شده كه هم از الف و لام مجرّد بوده و هم از اضافه.
سپس شارح گويد:
كلمه « او مجرّدا» در متن مصنّف معطوف است بر « مضافا » و مقصود از آن اينست كه:
عمل رفع و نصب و جرّ براى صفت مشبهه الف و لامدار و خالى از آن نسبت به معمولى كه مجرد از اضافه و الف و لام است ثابت مىباشد و آن شش صورت دارد به شرح زير:
٣١- رأيت الرجل الحسن وجه (ديدم آن مرد را كه نيكو صورت بود).
در اين مثال صفت با الف و لام بوده و معمولش يعنى « وجه » مرفوع است و همانطورى كه ملاحظه مىكنيم نه اضافه شده و نه الف و لام دارد.