المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢١١ - «عل»
جايز بدن آنچه را كه مضاف بنابر مفعوليّت يا ظرفيّت نصب مىدهد بين آن و بين مضاف اليه فاصله شود مانند آنچه در آيه شريفه طبق قرائت عامر وارده شده:
قتل اولادهم شركائهم ( كشتن شركاء ايشان اولادشان را).
شاهد در « اولادهم » است كه مفعول مصدر يعنى « قتل » بوده و بين آن و مضاف اليهش كه « شركائهم » است فاصله شده.
و نظير كلام برخى از اهل لسان:
ترك يوما نفسك و هواها سعى فى رداها (ترك نمودن نفس و خواهش آن در يك روزى كوشش است در ذليل نمودن آن).
شاهد در « يوما » است كه ظرف براى مصدر يعنى « ترك » بوده و بين آن و مضاف اليهش كه « نفسك » باشد فاصله شده.
و نظير آنچه در فرموده حقتعالى وارد شده:
فلا تحسبنّ اللّه مخلف وعده رسله.
( پس هرگز گمان مكن كه حقتعالى وعده رسولانش را خلاف كند).
شاهد در « وعده » است كه مفعول براى اسم فاعل يعنى « مخلف » بوده و بين آن و مضاف اليهش كه « رسله » است فاصله شده.
و همچون فرموده رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم:
هل انتم تاركوا الّى صاحبى.
( آيا شما دوست و همراه من را به من واگذارندهايد).
شاهد در « الىّ » است كه ظرف براى اسم فاعل يعنى « تاركوا » بوده و بين آن و مضاف اليهش كه « صاحبى » باشد فاصله شده.
و مثل آنچه در قول شاعر آمده:
|
فرشنى بخير لا اكونن و مدحتى |
كناحت يوما صخرة بعسيل |
يعنى: پس امر من را اصلاح كن تا البتّه البتّه نباشم من با مدح نمودنم تو را هم چون كسى كه سنگى را در روزى به جاروب عطّاران كه از پر مرغ است تراشيده باشد.
شاهد در « يوما » است كه ظرف براى اسم فاعل يعنى « ناحت » بوده و بين آن و مضاف اليهش كه « صخرة » است فاصله شده.
سپس مصنّف گويد:
عيبى نيست كه قسم بين مضاف و مضاف اليه فاصله شود.