المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٤٦ - فصل مبحث ترخيم
شده باشد.
قوله: قبله حركة من جنسه: مثلا اگر حرف منظور واو بود ما قبلش ضمّه و در صورتى كه ياء بود در پيش از آن كسره و اگر الف بود قبل از آن فتحه باشد.
قوله: عثمان: در لغت به مار و بچهمار و نيز به اژدها و به بچهاژدها گويند.
قوله: و هبيّخ: بروزن سفر جل يعنى پسربچهاى كه اعضاء و اندامش ظريف و باريك باشد.
قوله: فرعون: در لغت به نهنگ و هرشخص ستمكار و سركشى گويند.
قوله: غرنيق: پرندهاى است آبى كه داراى گردنى دراز مىباشد.
قوله: بل بهما فتح قفى: يعنى بلكه قبل از ايندو فتحه مىباشد.
قوله: فاجازه الفرّاء: ضمير مفعولى در « اجازه » به حذف راجع است.
قوله: لعدم اشتراطهما ما ذكرناه: ضمير در « اشتراطهما » به فرّاء و جرمى راجع بوده و مراد از « ما ذكرناه» بودن حركت مجانس قبل از واو و ياء مىباشد.
قوله: و منعه غيرهما: ضمير منصوبى در « منعه » به حذف راجع بوده و در « غيرهما » به فرّاء و جرمى برمىگردد.
قوله: معديكرب: نام يكى از ابطال عرب است.
قوله: سيبويه: نام يكى از ادباء بنام مىباشد.
قوله: بخت نصر: اسم يكى از سلاطين جور و ستمكار مىباشد.
قوله: بالتنوين: اشاره است باينكه كلمه « حذف » به « ما حذف» اضافه نشده بلكه منفصل از آن مىباشد.
قوله: استعمل بما فيه الف: يعنى آنرا با همان هيئت و كيفيّت قبل استعمال كن.
قوله: ان كان حرف علّة: ضمير در « كان » به الباقى راجع است.
متن: «٦١٧»
|
فقل على الأوّل فى ثموديا |
ثمو و يا ثمى على الثّانى بيا |
تجزيه و تركيب
فاء: عاطفه.
قل: فعل امر، مفرد، مذكّر، حاضر.
على الاوّل: جارّ و مجرور، متعلّق به « قل ».