المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٣٩ - تتمه كلام در مبحث افعال مدح و ذم
با اين وصف كه آن امر در معرض فساد بوده و شخص مىتوانسته از آن نگهدارى كند منتهى اهمال و مسامحه كرده و در نتيجه به فساد منجر گرديده است.
و اصل اين كلام را مردى گفته كه داراى همسرى بوده و آن همسر بخاطر كهولت سن شوهر از وى كراهت داشته و با اينكه او مردى ثروتمند و صاحب دارائى بود زن از وى درخواست طلاق و جدائى نمود مرد او را طلاق داد، زن همسر مردى فقير و تنگدست شد و در يكى از روزها كه نياز شديدى به شير جهت طفلش پيدا نمود به شوهر اوّل مراجعه نمود و از او درخواست كمك كرد، مرد به او گفت: فى الصيف ضيعت اللّبن.
قوله: لعدم تغيّره: ضمير در « تغيّره » به ذا راجع است.
قوله: حذف و اقيم هو مقامه: ضمير نائب فاعلى در « حذف » و ضمير مجرورى در « مقامه » به مضاف راجع بوده و ضمير « هو » به اسم مخصوص برمىگردد.
قوله: انّ مخصوصها لا يتقدّم عليها: ضمائر مؤنّث به « حبّذا » راجع هستند.
قوله: و هو كذلك: يعنى حق همين است كه اسم مخصوص بر « حبّذا » مقدّم نمىشود.
قوله: لما ذكر: مقصود شبيه بودن « حبّذا » به ضرب المثل مىباشد.
قوله: اذا وقع بعده: ضمير در « وقع » به ما سوى ذا و در « بعده » به « حبّ » راجع است.
قوله: على انّه فاعله: ضمير در « انّه » به ما سوى ذا و در « فاعله » به « حب » برمىگردد.
متن: «٤٩٦»
|
صغ من مصوغ منه للتّعجّب |
أفعل للتّفضيل و أب اللّذ أبى |
تجزيه و تركيب
صغ: فعل امر حاضر.
من: حرف جارّ.
مصوغ: مجرور به « من » ، متعلّق به « صغ ».
منه: جارّ و مجرور، متعلّق به « مصوغ ».
للتعجّب: جارّ و مجرور، متعلّق به « مصوغ ».