المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٤١ - منصرف شدن اسماء غير منصرف در مورد ضرورت و رعايت تناسب آيات با هم
قبلا گذشت بعيد نمىباشد.
مصنّف گويد:
كلمه منصرف نيز گاهى بخاطر اضطرار غير منصرف استعمال مىشود و اين رأى كوفيّون و اخفش است اگرچه سيبويه آنرا منع كرده و از جوازش ابا نموده است.
و از همين قبيل است قول حرثان بن حرث:
|
و ممّن ولدوا عامر |
ذو الطّول و ذو العرض |
يعنى: و از جمله كسانى كه زائيدهاند آن جماعت او را عامر است كه صاحب طول و عرض مىباشد يعنى هيكلى درشت و جثّهاى قوى دارد.
شاهد در « عامر » است كه منصرف بوده ولى بجهت ضرورت شعرى غير منصرف و بدون تنوين آورده شده.
قوله: فى آخر قوليه: در نسخه ديگر فى احد قوليه ضبط شده است.
قوله: لما ذكر: مقصود از « ما ذكر» اينست كه تعريف و علميت در اسمائى كه مؤثّر بوده و سبب عدم انصراف آنها مىباشد وقتى زائل شود اسم بدون سبب مانده لاجرم منصرف مىشود.
قوله: و لم ينقل عنه خلافه: ضمير در « عنه » به اخفش راجع است.
قوله: نحو حميد و عمير: حميد تصغير احمد و عمير تصغير عمر مىباشد.
قوله: طريقه السابق: مقصود از « طريق سابق جوار» آنست كه در حالت رفعى و جرّى ياء آن را حذف كرده و حرف ما قبل ياء كه « راء » باشد را منوّن مىسازيم و در حالت نصبى ياء را ثابت و مفتوح مىكنيم.
قوله: كقاض لامرأة: يعنى مانند قاضى كه علم شده باشد براى زنى.
قوله: و السّجع: سجع همان قافيه است با اين فرق كه در شعر بنام قافيه و در نظم بنام سجع خوانده مىشود.
قوله: و الرّضى: يعنى مرحوم نجم الأئمّة صاحب شرح كافيه.
قوله: سبأ بنباء: آيه (٢٢) از سوره نمل.
قوله: سلاسلا و اغلالا: آيه (٤) از سوره انسان.
قوله: ودّا و لا سواعا الخ: آيه (٢٣) از سوره نوح.
قوله: و آخر الفواصل: مقصود از « فواصل » آخر آيات قرآنى است.
قوله: كالمنادى: يعنى منادائى كه از باب ضرورت بآن تنوين دادهايم جايز است هم