المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٦٩ - حكم صفت با موصوف
مثالى كه شارح در شرح آورده يعنى: مررت بامرأتين حسن مرآهما.
در اين مثال « حسن » با موصوفش يعنى امرأتين در جرّ و تنكير فقط مطابق است.
قوله: و يجب حينئذ: يعنى حين تطابق الصفة لموصوفها فى التعريف.
قوله: كالفعل: چه آنكه فاعل فعل اگر ضمير باشد لازم است فعل با فاعلش از حيث افراد تثنيه و جمع، تذكير و تأنيث مطابق باشد و در صورتى كه اسم ظاهر باشد مطلقا فعل را مفرد مىآورند.
قوله: و يوافقه ايضا: ضمير فاعلى به نعت و ضمير مفعولى به منعوت عود مىكند.
قوله: اذا رفع ضميره: ضمير در « رفع » به نعت و در « ضميره » به منعوت عود مىكند.
قوله: و الّا: يعنى و ان لم يرفع ضميره.
قوله: فعلى التفصيل السابق فى باب الفاعل: در باب فاعل گفتيم اگر فاعل فعل مؤنّث حقيقى يا ضمير باشد فعل را بايد حتما مؤنّث آورد و در صورتى كه فاعلش مؤنث مجازى باشد در تانيث و تذكير فعل دو وجه جائز است در اينجا نيز مىگوئيم.
اگر صفت ضميرى را رفع داد كه به موصوف راجع است و موصوف مؤنّث مىباشد لازم است صفت را با موصوف در تأنيث مطابق آورد و اگر اسم ظاهرى را رفع داد كه مؤنّث حقيقى است مىبايد به صفت تاء تأنيث ملحق نمود و اگر مرفوع آن مؤنّث مجازى باشد در الحاق تاء و عدمش به صفت دو وجه جائز است.
متن: «٥١٠»
|
و انعت بمشتقّ كصعب و ذرب |
و شبهه كذا و ذى و المنتسب |
تجزيه و تركيب
واو: استيناف.
انعت: فعل امر حاضر، مفرد، مذكّر.
باء: حرف جارّ.
مشتقّ: مجرور به « باء » ، متعلّق به « انعت ».
كاف: حرف جرّ.
صعب: مجرور بكاف، متعلّق باستقرّ، خبر براى مبتداء محذوف تقدير آن هو كصعب ...
واو: عاطفه.