المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٦٧ - حكم صفت با موصوف
فى التأنيث إذا رفع ضميره، و إلّا فعلى التّفصيل السابق فى باب الفاعل، (فاقف ما قفوا) ك « ابنين برّين شج قلباهما» و « امرأتين حسن مرآهما».
ترجمه و شرح
حكم صفت با موصوف
مصنّف گويد:
لازمست از نظر تعريف و تنكير آنچه بما قبل نعت داده شده بآن نيز اعطاء گردد مانند: امرر بقوم كرم.
شارح گويد:
صفت چه حقيقى بوده و چه سببى از نظر تعريف و تنكير بايد با متبوعش مطابق باشد منتهى اگر نعت را معرفه آورديم لازم و واجب است كه منعوتش از آن اعرف يا مساوى با آن باشد مانند:
امرر بقوم كرم (بگذر به طائفهاى كه كريم و جوانمرد هستند).
شاهد در « كرم » است كه صفت براى « قوم » بوده و در تنكير با هم مطابق و موافقند.
و نظير:
امرر بالرّجل الفاضل (بگذر به مرد صاحب فضيلت).
شاهد در « الفاضل » است كه صفت براى « الرّجل » بوده و در تعريف با هم يكسانند.
مصنّف گويد:
در وقتى كه موصوف، مفرد و مذكّر يا غير ايندو باشد، صفت همچون فعل بوده و حكم آنرا دارد.
شارح گويد:
مقصود اينست كه اگر موصوف مفرد مذكّر يا غير ايندو يعنى تثنيه و جمع و مؤنّث باشد موصوف از نظر حكم همچون فعل مىباشد يعنى:
اگر ضمير موصوف كه در آن مستتر است را رفع داد بايد در تثنيه و جمع با موصوف موافق باشد و در صورتى كه اسم ظاهر يا ضمير بارز را رفع دهد لازم نيست در امور مذكور با موصوف تطابق داشته باشد مگر بنابر لغت « اكلونى البراغيث» كه با وجود ظاهر بودن فاعل فعل را در افراد و تثنيه و جمع با فاعلش موافق مىآورند.