المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٨٨ - مبحث نداء
١- آنكه منادى مفرد نكرهاى كه مقصود نيست باشد، مانند: يا غافلا و الموت يطلبه (اى غافلى كه مرگ او را دنبال مىكند).
٢- آنكه منادى مضاف باشد اعمّ از آنكه اضافه معنوى بوده همچون: يا عبد اللّه يا لفظى باشد نظير: يا حسن الوجه.
٣- آنكه منادى شبه مضاف باشد مثل: يا ثلاثة و ثلاثين.
البتّه تغلب كه يكى از ادباء است اجازه داده كه « حسن » در مثال مذكور مضموم خوانده شود.
يعنى در اضافه لفظى گفته مىتوان مضاف را مضموم خواند.
مصنّف گويد:
و مثل « زيد » در مثال « ازيد بن سعيد لاتهن» را ضمّه بده و يا مفتوح گردان.
شارح گويد:
مقصود اينست كه هرعلمى كه موصوف به « ابن » يا « ابنه » بوده و ايندو متّصل و مضاف به علم ديگر باشند.
اگر علم اوّل منادى واقع شد در آن دو وجه جائز است:
١- ضمّه.
٢- فتحه.
مانند: أزيد ابن سعيد لاتهن (اى زيد بن سعيد سست مباش).
شاهد در « زيد » است كه موصوف به « ابن » بوده و « ابن » به سعيد كه علم است اضافه شده لذا در « زيد » كه منادى قرار گرفته دو وجه جايز مىباشد.
و نظير: يا هند ابنة عاصم (اى هند دختر عاصم).
شاهد در « هند » است كه هم ضمّهاش جايز است و هم فتحهاش.
قابل توجّه آنكه در حالت مذكور حذف الف « ابن » در خط جايز مىباشد، بنابراين ميتوان گفت ازيد بن سعيد.
مصنّف گويد:
ضمّه حتمى و قطعى است اگر لفظ « ابن » پهلوى علم درنيامده يا علم پهلوى « ابن » واقع نشده باشد.
شارح گويد:
مقصود اينست كه در سه مورد ضمّه دادن منادى واجب و حتمى است: