المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٨٢ - اى و حكم آن
مثال اىّ وصفيّه كه به نكره اضافه شده باشد همچون:
مررت بفارس اىّ فارس.
( گذشتم به اسبسوارى كه اين صفت داشت نيكوسوارى بود).
شاهد در « اىّ فارسى» است كه در آن اىّ به نكره اضافه شده و صفت است براى « بفارس » فلذا « اىّ » را بايد مجرور خواند.
مثال اىّ حاليّه كه به نكره اضافه شده باشد نظير:
مررت بزيد اىّ فارس (گذشتم به زيد در حالى كه نيكوسوارى بود).
شاهد در « اىّ فارس» است كه در آن اىّ به نكره اضافه شده و صفت است براى « زيد » از اينرو اىّ را بايد منصوب قرائت كرد.
سپس مصنّف گويد:
و اگر « اىّ » شرطيّه يا استفهاميّه بود مطلقا كلام را با آن كامل گردان.
شارح گويد:
مقصود اينست كه اىّ شرطيّه و استفهاميّه هم به معرفه اضافه شده و هم به نكره.
المباحث النحويه شرح سيوطى ؛ ج٣ ؛ ص١١٨٢
ال اضافه شدن اىّ به معرفه همچون:
ايّما الاجلين قضيت ( هركدام از دو مدت را كه به انجام رسانم ...).
در اين آيه شريفه « اىّ » شرطيّه بوده و به معرفه اضافه شده.
مثال اضافه شدن اىّ به نكره نظير:
فباىّ حديث بعده يؤمنون.
( بعد از تكذيب آيات به كدامين حديث ايمان مىآورند).
در اين آيه شريفه « اىّ » استفهاميّه بوده و به نكره اضافه شده است.
قوله: و لا تضف لمفرد معرّف ايّا: چه اىّ استفهاميّه و چه غير آن (موصوله و شرطيّه و وصفيّه).
قوله: الى مثنّى او مجموع مطلقا: كلمه « مطلقا » يعنى چه معرفه و چه نكره.
قوله: فاضفها اليه: ضمير مؤنّث در « اضفها » به اىّ و در « اليه » به مفرد معرّف راجع است.
قوله: مع اشتراط ما سبق: منظور از « اشتراط ما سبق» اينست كه مضاف اليه تثنيه يا جمع باشد.