المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٩٤ - مبحث نداء
شده بين الف و لام داخل برآن و « يا » كه حرف نداء است جمع نمودهايم.
مصنّف گويد:
اكثرا « اللّهمّ » گفته ميشود يعنى « ميم » را عوض از « يا » حرف نداء مىآورند ولى در شعر بطور ندرت يا اللّهمّ وارد شده.
شارح گويد:
اسم جلاله يعنى « اللّه » وقتى منادى قرار بگيرد اكثرا « اللّهمّ » گفته ميشود يعنى « يا » كه حرف نداء است حذف شده و بجاى آن ميم مشدّد در آخر افزوده ميشود فلذا بين ميم مزبور و ياء جمع نمىشود و اينكه در برخى عبارت: يا اللّهمّ گفته شده يعنى هم يا و هم ميم مشدده ذكر شده شاذّ مىباشد مگر در شعر كه شذوذى در جمع بين آندو نيست مانند آنچه در قول ابى خراش هذلى آمده:
|
انّى اذا ما حدث المّا |
اقول يا اللّهمّ يا اللّهمّا |
يعنى: همانا هرگاه ناخوشى و گرفتارى براى من پيش بيايد مىگويم: ايخدا، ايخدا.
شاهد در جمع بين « يا » و « ميم مشدده» است در « يا اللّهمّ».
قوله: ممّا له استحقاق ضمّ: و آن عبارتست از مفرد معرفه يا نكره مقصوده.
قوله: و الاوّل اولى: مقصود از « الاوّل » مبنى برضمّ مىباشد.
قوله: قاله فى الكافية: ضمير منصوبى در « قاله » به اولى بودن بناء برضمّ راجع است.
قوله: اذا كانت لغير العهد: ضمير در « كانت » به الف و لام راجع است.
قوله: فان كانت له: ضمير در « كانت » به الف و لام و در « له » به عهد راجع است.
قوله: قاله ابن النحاس: ضمير در « قاله » به منادى واقع نشدن كلمهاى كه الف و لام عهد دارد راجع است.
قوله: فيجوز فى السّعة ايضا: ضمير فاعلى در « فيجوز » به جمع بين « يا » و الف و لام راجع است.
قوله: و يجوز حينئذ: يعنى حين اجتماع ال مع يا فى لفظة « اللّه ».
قوله: قطع الفه: يعنى بگوئيم: يا اللّه.
قوله: و حذفها: يعنى بگوئيم: يا اللّه.