المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٧٦ - مبحث ابنيه اسم فاعل و صفت مشبهه و اسم مفعول از ثلاثى مجرد و غير آن
ترجمه و شرح
مبحث ابنيه اسم فاعل و صفت مشبهه و اسم مفعول از ثلاثى مجرّد و غير آن
مصنّف گويد:
اسم فاعل از ثلاثى مجرّد را بروزن فاعل بساز.
شارح گويد:
مقصود اينست كه اسم فاعل از فعلى كه ثلاثى مجرّد و مفتوح العين است چه لازم و چه متعدّى بروزن فاعل مىآيد چنانچه اگر مكسور العين باشد در صورت متعدّى بودن نيز چنين است مثال اسم فاعلى كه فعلش ثلاثى مجرّد و مفتوح العين و لازم است همچون:
ذهب، يذهب، ذاهب (رونده).
مثال اسم فاعلى كه فعلش ثلاثى مجرّد و مفتوح العين و متعدّى است مانند:
نصر، ينصر، ناصر (يارىكننده).
مثال اسم فاعلى كه فعلش ثلاثى مجرّد و مكسور العين و متعدّى است نظير:
علم، يعلم، عالم (دانا).
مصنّف گويد:
فعل ثلاثى مجرّد مانند: غذا
شارح گويد:
كلمه « غذا » با غين و ذال نقطهدار يعنى سيلان و جريان پيدا كرد، اسم فاعل آن غاذ (جارى) مىباشد.
و نيز مانند: ذهب كه اسم فاعلش ذاهب (رونده) است.
و مانند: ضرب كه اسم فاعلش ضارب (زننده) مىباشد.
و همچون: ركب كه اسم فاعلش راكب (سوار) مىباشد.
مصنّف گويد:
وزن فاعل در « فعلت » و « فعل » در حالى كه متعدّى نباشند قليل و كم است.
شارح گويد:
مقصود اينست كه: هرفعل ثلاثى مجرّدى كه مضموم و يا مكسور العين بوده و متعدّى نباشد همچون: حمض (ترش بود)، أمن (پناه گرفت) به طور قليل و نادر اسم فاعلش بروزن فاعل مىآيد و اين وزن در ايندو فعل سماعى است لذا از عرب شنيده شده كه اسم فاعل دو فعل مزبور را حامض و آمن گفتهاند و بايد توجّه داشت كه اسم