المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٠٠ - مبحث اسم غير منصرف
مىباشد يعنى دو امر فرعى در آن جمع مىباشد و چون در اسم غير منصرف نيز اين دو امر فرعى اجتماع كردهاند لاجرم همچون فعل ممنوع از دخول تنوين صرف مىباشد.
امّا دو امر فرعى در فعل: عبارتند از:
١- احتياج و نيز به فاعل چه آنكه اصل اينست كه كلمه به كلمه ديگرى محتاج نباشد.
٢- اشتقاق و اخذش از مصدر زيرا اصل اينست كه كلمه را از كلمه ديگرى اخذ نكرده باشند.
و امّا دو امر فرعى در اسم منصرف عبارتند از دو علّت از علل نهگانه چه آنكه هريك از آنها برخلاف اصل مىباشند.
قوله: مع كونه متمكّنا: يعنى مع كونه معربا.
قوله: امكنا: يعنى منصرفا.
قوله: و بعد مه يكون غير امكن: ضمير در « بعدمه » به تنوين راجع بوده و مقصود از « غير امكن» همان غير منصرف است.
قوله: لانّه قد يوجد فيما لا ينصرف: ضمير در « لانّه » به غير هذا التنوين راجع است.
قوله: و نحو ذلك: همچون تنوين تنكير و ترنّم.
قوله: كحجلى: يعنى كبك.
قوله: كحبلى: زن آبستن.
قوله: حمراء: زن سرخروى.
قوله: سكران: مرد مست.
قوله: غضبان: مرد غضبناك.
قوله: كلحيان: مرد طويل اللّحيه (ريشدراز).
قوله: كندمان: پشيمان.
متن: «٦٥٢»
|
و وصف اصلىّ و وزن أفعلا |
ممنوع تأنيث بتا كأشهلا |
المباحث النحويه شرح سيوطى ؛ ج٣ ؛ ص١٦٠٠
تجزيه و تركيب
واو: عاطفه.
وصف: معطوف به « زائد افعلان»، مبتداء و خبرش « كذلك » است كه محذوف