المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥١٦ - فصل مبحث اسمائى كه ملازم يا نداء مىباشند
امر از فعل ثلاثى نيز براين وزن مىآيد:
شارح گويد:
مقصود اينست كه امر از هرفعل ثلاثى تامّ متصرّف بروزن فعال آمده و آن مطّرد و قياسى است همچون، نزال كه امر است از نزل، ينزل.
مصنّف گويد:
و در سبّ ذكور وزن « فعل » شايع است ولى آنرا قياسى ندان.
شارح گويد:
مراد اينست كه در سبّ و مذمّت ذكور در مقام نداء استعمال اسمائى كه بروزن فَعَلُ (بضمّ فاء و فتح عين) هستند شنيده شده مانند: يا فسق (اى مرد فاسق) و يا غدر (اى مرد ظالم).
ولى قياسى نيست.
ابن عصفور با قياسى نبودن اين وزن در سبّ ذكور مخالف بوده و اظهار كرده است كه وزن مزبور قياسى است نه سماعى.
مصنّف گويد:
و در شعر « فل » مجرور استعمال شده است.
شارح گويد:
كلمه « فل » از باب اضطرار در شعر مجرور استعمال شده است همان طورى كه بخاطر اضطرار كلمهاى را كه منادى نيست مرخّم مىنمايند.
البتّه علّت اين تشبيهى كه نموديم آنست كه اختصاص اين اسماء به نداء مانند اختصاص ترخيم به آن مىباشد.
قوله: فلا تستعمل فى غيره: يعنى فى غير النّداء.
قوله: و ذلك سماع: يعنى اختصاص اسماء مذكور به نداء سماعى است.
قوله: لا يطّرد: يعنى شايع نيست.
قوله: كما رخّم ما ليس بمنادى لذلك: مشار اليه « ذلك » اضطرار مىباشد.
قوله: نظير اختصاص الترخيم به: ضمير در « به » به نداء راجع است.
متن: «٥٩٨»
|
إذا استغيث اسم منادى خفضا |
باللّام مفتوحا كيا للمرتضى |