المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٩٩ - فصل مبحث احكام توابع منادى
مفرد و مجرّد از الف و لام آمده بجهت حمل برلفظ « تميم » مرفوع خوانده شده.
و در مثال چهارم « بشر » عطف بيان براى « غلام » كه مناداى نكره مقصوده است مىباشد و چون مفرد و مجرّد از الف و لام آمده به جهت حمل برلفظ « تميم » مرفوع آورده شده.
ب: نصب تا بدين وسيله حمل برمحلّ منادى شوند مانند:
يا زيد العاقل.
يا زيد الكريم الّاب.
يا تميم اجمعين.
يا غلام بشرا.
مصنّف گويد:
عطف نسق و بدل را همچون مناداى مستقلّ قرار بده.
شارح گويد:
مقصود اينست كه اگر تابع مناداى مضموم عطف نسق يا بدل بود حكمش اينست كه آن را مستقلّ بايد فرض نمود مشروط باينكه عطف نسق مجرّد از الف و لام باشد، بنابراين در هرموردى كه منادى مضموم ميشود ايندو (بدل، عطف نسق) را نيز بايد مضموم كرد و آن در جائى است كه ايندو يا مفرد معرفه و يا نكره مقصوده باشند اعمّ از اينكه متبوع آنها يعنى منادى نيز چنين بوده يا معرب باشد.
و در هرجائى كه منادى را منصوب مىكنند ايندو را نيز بايد منصوب خواند و آن در موردى است كه ايندو مضاف يا شبه مضاف يا نكره غير مقصوده باشند چه متبوعشان يعنى منادى نيز چنين بوده و چه مبنى باشد.
مصنّف گويد:
و اگر تابع الف و لامدار از قبيل عطف نسق بود پس در اعرابش دو وجه است و مختار ما رفع آن مىباشد.
شارح گويد:
در صورتى كه تابع منادى از قبيل عطف نسق بوده و معرّف بالف و لام باشد در آن دو وجه جايز است:
الف: نصب و آن مختار ابى عمرو و يونس و جرمى مىباشد.
ب: رفع و آن اختيار خليل و مازنى و مصنّف مىباشد.