المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣١٦ - طرز ساختن صيغه تعجب از افعالى كه فاقد شرائط هستند
مقصود از « افعل » أشدد مىباشد و شرح ساختن صيغه تعجّب از افعالى كه فاقد شرط هستند قبلا گذشت.
مصنّف گويد:
غير آنچه ذكر شد را محكوم به ندرت بدان و آنرا برآنچه نقل و حكايت شده قياس منما.
شارح گويد:
مراد اينست كه اگر به نقلى برخورد كرده و ديديم كه فعل فاقد شرائط را منشاء اخذ صيغه تعجّب قرار داده و از آن يكى از دو صيغه تعجّب را بناء نمودهاند بدون اينكه از كلمه « اشدّ » يا « اشدد » استفاده كرده باشند بايد آنرا محكوم به قلّت و ندرت دانست و علاوه برآن حكم به سماع بودنش كرد مانند:
ما اذرعها (چقدر تنددست مىباشد).
اين مثال مأخوذ است از:
امرأة ذرّاع.
پس فعل تعجّب را از اسم ساختهاند نه فعل پس با اينكه فاقد شرط است معذلك از عرب شنيده شده كه افعل تعجّب را از آن اخذ كردهاند.
و نيز نظير:
ما اخصره (چقدر كوتاه مىباشد).
اين مثال مأخوذ از « اختصر » است كه ثلاثى مجرّد نيست و معذلك از آن افعل تعجّب بناء كردهاند.
و همچون:
ما اعساه يا اعس به (چقدر اميدوار است).
اين مثال مأخوذ از « عسى » بوده كه فعل غير متصرّف است ولى در عين حال از آن افعل تعجّب بنا كردهاند.
و مثل:
ما احمقه (چقدر حماقت دارد).
اين مثال مأخوذ است از « حمق » كه وصف آن احمق بوده و بدين ترتيب واجد شرط نيست ولى معذلك عرب از آن افعل تعجّب بنا كردهاند.
و همان طورى كه گفته شد تمام اين امثله مستند به سماع از عرب بوده و قياسى